تبلیغات
بوی جوی مولیان

بوی جوی مولیان
تفسیر نمونه ، جلد1، صفحه 2
ویژگیهاى سوره حمد
بِسمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ
این سوره در میان سوره هاى قرآن درخشش فوق العادهاى دارد كه از مزایاى زیر سرچشمه مى گیرد:
1- آهنگ این سوره
این سوره اساسا با سوره هاى دیگر قرآن از نظر لحن و آهنگ فرق روشنى دارد به خاطر اینكه سوره هاى دیگر همه بعنوان سخن خدا است ، اما این سوره از زبان بندگان است ، و به تعبیر دیگر در این سوره خداوند طرز مناجات و سخن گفتن با او را به بندگانش آموخته است .
آغاز این سوره با حمد و ستایش پروردگار شروع مى شود .
و با ابراز ایمان به مبدء و معاد (خداشناسى و ایمان به رستاخیز) ادامه مى یابد، و با تقاضاها و نیازهاى بندگان پایان مى گیرد.
انسان آگاه و بیدار دل ، هنگامى كه این سوره را مى خواند، احساس مى كند كه بر بال و پر فرشتگان قرار گرفته و به آسمان صعود مى كند و در عالم روحانیت و معنویت لحظه به لحظه به خدا نزدیكتر مى شود .
این نكته بسیار جالب است كه اسلام بر خلاف بسیارى از مذاهب ساختگى یا تحریف شده كه میان ((خدا)) و ((خلق )) واسطه ها قائل مى شوند به مردم دستور مى دهد كه بدون هیچ واسطه با خدایشان ارتباط برقرار كنند!.
این سوره تبلورى است از همین ارتباط نزدیك و بى واسطه خدا با انسان ، و مخلوق با خالق ، در اینجا تنها او را مى بیند، با او سخن مى گوید، پیام او را با گوش جان مى شنود، حتى هیچ پیامبر مرسل و فرشته مقربى در این میان واسطه...
تفسیر نمونه ، جلد1، صفحه 2
ویژگیهاى سوره حمد
بِسمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ
این سوره در میان سوره هاى قرآن درخشش فوق العادهاى دارد كه از مزایاى زیر سرچشمه مى گیرد:
1- آهنگ این سوره
این سوره اساسا با سوره هاى دیگر قرآن از نظر لحن و آهنگ فرق روشنى دارد به خاطر اینكه سوره هاى دیگر همه بعنوان سخن خدا است ، اما این سوره از زبان بندگان است ، و به تعبیر دیگر در این سوره خداوند طرز مناجات و سخن گفتن با او را به بندگانش آموخته است .
آغاز این سوره با حمد و ستایش پروردگار شروع مى شود .
و با ابراز ایمان به مبدء و معاد (خداشناسى و ایمان به رستاخیز) ادامه مى یابد، و با تقاضاها و نیازهاى بندگان پایان مى گیرد.
انسان آگاه و بیدار دل ، هنگامى كه این سوره را مى خواند، احساس مى كند كه بر بال و پر فرشتگان قرار گرفته و به آسمان صعود مى كند و در عالم روحانیت و معنویت لحظه به لحظه به خدا نزدیكتر مى شود .
این نكته بسیار جالب است كه اسلام بر خلاف بسیارى از مذاهب ساختگى یا تحریف شده كه میان ((خدا)) و ((خلق )) واسطه ها قائل مى شوند به مردم دستور مى دهد كه بدون هیچ واسطه با خدایشان ارتباط برقرار كنند!.
این سوره تبلورى است از همین ارتباط نزدیك و بى واسطه خدا با انسان ، و مخلوق با خالق ، در اینجا تنها او را مى بیند، با او سخن مى گوید، پیام او را با گوش جان مى شنود، حتى هیچ پیامبر مرسل و فرشته مقربى در این میان واسطه

تفسیر نمونه ، جلد1، صفحه 3
نیست و عجب اینكه این پیوند و ارتباط مستقیم خلق با خالق آغازگر قرآن مجید است .
2- سوره حمد، اساس قرآن است
در حدیثى از پیامبر اكرم (صلى اللّه علیه و آله و سلم ) مى خوانیم كه ((الحمد ام القرآن )) و این به هنگامى بود كه جابر بن عبدالله انصارى خدمت پیامبر (صلى اللّه علیه و آله و سلم ) رسید، پیامبر (صلى اللّه علیه و آله و سلم ) به او فرمود:
((الا اعلمك افضل سورة انزلها الله فى كتابه ؟ قال فقال له جابر بلى بابى انت و امى یا رسول الله ! علمنیها، فعلمه الحمد، ام الكتاب ))
((آیا برترین سوره اى را كه خدا در كتابش نازل كرده به تو تعلیم كنم ، جابر عرض كرد آرى پدر و مادرم به فدایت باد، به من تعلیم كن ، پیامبر (صلى اللّه علیه و آله و سلم ) سوره حمد كه ام الكتاب است به او آموخت سپس اضافه فرمود این سوره شفاى هر دردى است مگر مرگ )).
و نیز از پیامبر (صلى اللّه علیه و آله و سلم ) نقل شده كه فرمود: ((و الذى نفسى بیده ما انزل الله فى التوراة ، و لا فى الزبور، و لا فى القرآن مثلهاهى ام الكتاب )) ((قسم به كسى كه جان من به دست او است خداوند نه در تورات و نه در انجیل و نه در زبور، و نه حتى در قرآن ، مثل این سوره را نازل نكرده است ، و این ام الكتاب است )).
دلیل این سخن با تاءمل در محتواى این سوره روشن مى شود، چرا كه این سوره در حقیقت فهرستى است از مجموع محتواى قرآن ، بخشى از آن توحید و شناخت صفات خدا است ، بخشى در زمینه معاد و رستاخیز سخن مى گوید و بخشى از هدایت و ضلالت كه خط فاصل مؤ منان و كافران است سخن مى گوید، و نیز در آن اشارهاى است به حاكمیت مطلق پروردگار و مقام ربوبیت و نعمتهاى

تفسیر نمونه ، جلد1، صفحه 4
بى پایانش كه به دو بخش عمومى و خصوصى (بخش رحمانیت و رحیمیت ) تقسیم مى گردد، و همچنین اشاره به مساءله عبادت و بندگى و اختصاص آن به ذات پاك او شده است .
در حقیقت هم بیانگر توحید ذات است ، هم توحید صفات ، هم توحید افعال ، و هم توحید عبادت .
و به تعبیر دیگر این سوره مراحل سه گانه ایمان : اعتقاد به قلب ، اقرار به زبان ، و عمل به اركان را در بر دارد، و مى دانیم ((ام )) به معنى اساس و ریشه است .
شاید به همین دلیل است كه ((ابن عباس )) مفسر معروف اسلامى مى گوید: ((ان لكل شى ء اساسا... و اساس القرآن الفاتحة )).
((هر چیزى اساس و شالوده اى دارد... و اساس وزیر بناى قرآن ، سوره حمد است )). روى همین جهات است كه در فضیلت این سوره از پیامبر (صلى اللّه علیه و آله و سلم ) نقل شد: ((ایما مسلم قراء فاتحة الكتاب اعطى من الاجر كانما قراء ثلثى القرآن ، واعطى من الاجر كانما تصدق على كل مؤ من و مؤ منه )) هر مسلمانى سوره حمد را بخواند پاداش او به اندازه كسى است كه دو سوم قرآن را خوانده است (و طبق نقل دیگرى پاداش كسى است كه تمام قرآن را خوانده باشد) و گوئى به هر فردى از مردان و زنان مؤ من هدیه اى فرستاده است )).
تعبیر به دو سوم قرآن شاید به خاطر آنست كه بخشى از قرآن توجه به خدا است و بخشى توجه به رستاخیز و بخش دیگرى احكام و دستورات است كه بخش اول و دوم در سوره حمد آمده ، و تعبیر به تمام قرآن به خاطر آن است كه همه قرآن را از یك نظر در ایمان و عمل مى توان خلاصه كرد كه این هر دو در سوره
حمد جمع است .

تفسیر نمونه ، جلد1، صفحه 5
3- سوره حمد افتخار بزرگ پیامبر (صلى اللّه علیه و آله و سلم )
جالب اینكه در آیات قرآن سوره حمد به عنوان یك موهبت بزرگ به پیامبر (صلى اللّه علیه و آله و سلم ) معرفى شد، و در برابر كل قرآن قرار گرفته است ، آنجا كه مى فرماید: ((و لقد آتیناك سبعا من المثانى و القرآن العظیم )): ((ما به تو سوره حمد كه هفت آیه است و دو بار نازل شده دادیم همچنین قرآن بزرگ بخشیدیم )) (سوره حجر آیه 87).
قرآن با تمام عظمتش در اینجا در برابر سوره حمد قرار گرفته است ، نزول دوباره آن نیز به خاطر اهمیت فوق العاده آن است .
همین مضمون در حدیثى از امیر مؤ منان على (علیه السلام ) از پیامبر (صلى اللّه علیه و آله و سلم ) نقل شده است كه فرمود: ((ان الله تعالى افرد الامتنان على بفاتحة الكتاب و جعلها بازاء القرآن العظیم و ان فاتحة الكتاب اشرف ما فى كنوز العرش )): ((خداوند بزرگ به خاطر دادن سوره حمد بالخصوص بر من منت نهاده و آنرا در برابر قرآن عظیم قرار داده ، و سوره حمد باارزشترین ذخائر گنجهاى عرش خدا است !.
4- تاءكید بر تلاوت این سوره
با توجه به بحثهاى فوق كه تنها بیان گوشهاى از فضیلت سوره حمد بود روشن كه چرا در احادیث اسلامى در منابع شیعه و سنى اینهمه تاءكید بر تلاوت آن شده است ، تلاوت آن به انسان ، روح و ایمان مى بخشد، او را به خدا نزدیك مى كند، صفاى دل و روحانیت مى آفریند، اراده انسان را نیرومند و تلاش او را در راه خدا و خلق افزون مى سازد، و میان او

تفسیر نمونه ، جلد1، صفحه 6
و گناه و انحراف فاصله مى افكند.
به همین دلیل در حدیثى از امام صادق (علیه السلام ) مى خوانیم ((رن ابلیس اربع رنات اولهن یوم لعن ، و حین اهبط الى الارض ، و حین بعث محمد (صلى اللّه علیه و آله و سلم ) على حین فترة من الرسل ، و حین انزلت ام الكتاب )): ((شیطان چهار بار فریاد كشید و ناله سر داد نخستین بار روزى بود كه از درگاه خدا رانده شد سپس هنگامى بود كه از بهشت به زمین تنزل یافت ، سومین بار هنگام بعثت محمد (صلى اللّه علیه و آله و سلم ) بعد از فترت پیامبران بود، و آخرین بار زمانى بود كه سوره حمد نازل شد))!.
محتواى سوره
هفت آیه اى كه در این سوره وجود دارد هر كدام اشاره به مطلب مهمى است :
((بسم الله )) سر آغازى است براى هر كار، و استمداد از ذات پاك خدا را به هنگام شروع در هر كار به ما مى آموزد.
((الحمد لله رب العالمین )) درسى است از بازگشت همه نعمتها و تربیت همه موجودات به الله ، و توجه به این حقیقت كه همه این مواهب از ذات پاكش سرچشمه مى گیرد.
((الرحمن الرحیم )) این نكته را بازگو مى كند كه اساس خلقت و تربیت و حاكمیت او بر پایه رحمت و رحمانیت است ، و محور اصلى نظام تربیتى جهان را همین اصل تشكیل مى دهد.
((مالك یوم الدین )) توجهى است به معاد، و سراى پاداش اعمال ، و حاكمیت خداوند بر آن دادگاه عظیم .
((ایاك نعبد و ایاك نستعین ))، توحید در عبادت و توحید در نقطه اتكاء انسانها را بیان مى كند.

تفسیر نمونه ، جلد1، صفحه 7
((اهدنا الصراط المستقیم ))، بیانگر نیاز و عشق بندگان به مساءله هدایت و نیز توجهى است به این حقیقت كه هدایتها همه از سوى او است !
سرانجام آخرین آیه این سوره ، ترسیم واضح و روشنى است از صراط مستقیم راه كسانى است كه مشمول نعمتهاى او شده اند، و از راه مغضوبین و گمراهان جدا است .
و از یك نظر این سوره به دو بخش تقسیم مى شود بخشى از حمد و ثناى خدا سخن مى گوید و بخشى از نیازهاى بنده .
چنانكه در عیون اخبارالرضا (علیه السلام ) در حدیثى از پیامبر (صلى اللّه علیه و آله و سلم ) مى خوانیم : خداوند متعال چنین فرموده ((من سوره حمد را میان خود و بنده ام تقسیم كردم نیمى از آن براى من ، و نیمى از آن براى بنده من است ، و بنده من حق دارد هر چه را مى خواهد از من بخواهد: هنگامى كه بنده مى گوید : بسم الله الرحمن الرحیم خداوند بزرگ مى فرماید بنده ام بنام من آغاز كرد، و بر من است كه كارهاى او را به آخر برسانم و در همه حال او را پر بركت كنم ، و هنگامى كه ((الحمد لله رب العالمین )) خداوند بزرگ مى گوید بنده ام مرا حمد و ستایش كرد، و دانست نعمتهائى را كه دارد از ناحیه من است ، و بلاها را نیز من از او دور كردم ، گواه باشید كه من نعمتهاى سراى آخرت را بر نعمتهاى دنیاى او مى افزایم ، و بلاهاى آن جهان را نیز از او دفع مى كنم همانگونه كه بلاهاى دنیا را دفع كردم .
و هنگامى كه مى گوید ((الرحمن الرحیم )) خداوند مى گوید: بنده ام گواهى داد كه من رحمان و رحیمم ، گواه باشید بهره او را از رحمتم فراوان مى كنم ، و سهم او را از عطایم افزون مى سازم .
و هنگامى كه مى گوید ((مالك یوم الدین )) او مى فرماید: گواه باشید همانگونه كه او حاكمیت و مالكیت روز جزا را از آن من دانست ، من در روز

تفسیر نمونه ، جلد1، صفحه 8
حساب ، حسابش را آسان مى كنم ، حسناتش را مى پذیرم ، و از سیئاتش صرف نظر مى كنم .
و هنگامى كه مى گوید ((ایاك نعبد)) خداوند بزرگ مى گوید بنده ام راست مى گوید، تنها مرا پرستش مى كند، من شما را گواه مى گیرم بر این عبادت خالص ثوابى به او مى دهم كه همه كسانى كه مخالف این بودند به حال او غبطه خورند.
و هنگامى كه مى گوید ((ایاك نستعین )) خدا مى گوید: بنده ام از من یارى جسته ، و تنها به من پناه آورده گواه باشید من او را در كارهایش كمك مى كنم ، در سختیها به فریادش ‍ مى رسم ، و در روز پریشانى دستش را مى گیرم .
و هنگامى كه مى گوید ((اهدنا الصراط المستقیم ...)) (تا آخر سوره ) خداوند مى گوید این خواسته بنده ام بر آورده است ، و او هر چه مى خواهد از من بخواهد كه من اجابت خواهم كرد آنچه امید دارد، به او مى بخشم و از آنچه بیم دارد ایمنش مى سازم .
چرا نام این سوره فاتحة الكتاب است ؟
((فاتحة الكتاب )) به معنى آغازگر كتاب (قرآن ) است ، و از روایات مختلفى كه از پیامبر (صلى اللّه علیه و آله و سلم ) نقل شده به خوبى استفاده مى شود كه این سوره در زمان خود پیامبر (صلى اللّه علیه و آله و سلم ) نیز به همین نام شناخته مى شده است .
از اینجا دریچه اى به سوى مساءله مهمى از مسائل اسلامى گشوده مى شود و آن اینكه بر خلاف آنچه در میان گروهى مشهور است كه قرآن در عصر پیامبر (صلى اللّه علیه و آله و سلم ) به صورت پراكنده بود، بعد در زمان ابوبكر یا عمر یا عثمان جمع آورى شد قرآن در زمان خود پیامبر (صلى اللّه علیه و آله و سلم ) به همین صورت امروز جمع آورى شده بود، و سرآغازش همین سوره حمد بوده است ، والا نه این سوره نخستین سوره اى بوده

تفسیر نمونه ، جلد1، صفحه 9
است كه بر پیامبر (صلى اللّه علیه و آله و سلم ) نازل شده ، و نه دلیل دیگرى براى انتخاب نام فاتحة الكتاب براى این سوره وجود دارد.
مدارك متعدد دیگرى در دست است كه این واقعیت را تاءیید مى كند كه قرآن به صورت مجموعه اى كه در دست ماست در عصر پیامبر (صلى اللّه علیه و آله و سلم ) و به فرمان او جمع آورى شده بود.
على بن ابراهیم از امام صادق (علیه السلام ) نقل كرده كه رسول خدا (صلى اللّه علیه و آله و سلم ) به على (علیه السلام ) فرمود: قرآن در قطعات حریر و كاغذ و امثال آن پراكنده است آن را جمع آورى كنید سپس اضافه مى كند على (علیه السلام ) از آن مجلس برخاست و آن را در پارچه زرد رنگى جمع آورى نمود سپس بر آن مهر زد (و انطلق على (علیه السلام ) فجمعه فى ثوب اصفر ثم ختم علیه ).
گواه دیگر اینكه خوارزمى دانشمند معروف اهل تسنن در كتاب ((مناقب )) از ((على بن ریاح )) نقل مى كند كه على بن ابى طالب و ابى بن كعب ، قرآن را در زمان رسولخدا (صلى اللّه علیه و آله و سلم ) جمع آورى كردند.
سومین شاهد جمله اى است كه حاكم نویسنده معروف اهل سنت در كتاب ((مستدرك )) از ((زید بن ثابت )) آورده است :
زید مى گوید: ((ما در خدمت پیامبر (صلى اللّه علیه و آله و سلم ) قرآن را از قطعات پراكنده جمع آورى مى كردیم و هر كدام را طبق راهنمائى پیامبر (صلى اللّه علیه و آله و سلم ) در محل مناسب خود قرار مى دادیم ، ولى با این حال این نوشته ها متفرق بود پیامبر (صلى اللّه علیه و آله و سلم ) به على (علیه السلام ) دستور داد كه آن را یكجا جمع كند، و ما را از ضایع ساختن آن بر حذر مى داشت )).
سید مرتضى دانشمند بزرگ شیعه مى گوید: ((قرآن در زمان رسول الله

تفسیر نمونه ، جلد1، صفحه 10
به همین صورت كنونى جمع آورى شده بود)).
طبرانى و ابن عساكر از ((شعبى )) چنین نقل مى كنند كه شش نفر از انصار قرآن را در عصر پیامبر (صلى اللّه علیه و آله و سلم ) جمع آورى كردند و قتاده نقل مى كند كه از انس ‍ پرسیدم چه كسى قرآن را در عصر پیامبر (صلى اللّه علیه و آله و سلم ) جمع آورى كرد، گفت چهار نفر كه همه از انصار بودند: ابى بن كعب ، معاذ، زید بن ثابت ، و ابوزید و بعضى روایات دیگر كه نقل همه آنها به طول مى انجامد.
به هر حال علاوه بر این احادیث كه در منابع شیعه و اهل تسنن وارد شده انتخاب نام فاتحة الكتاب براى سوره حمد همانگونه كه گفتیم شاهد زنده اى براى اثبات این موضوع است .
سؤ ال :
در اینجا این سؤ ال پیش مى آید كه چگونه میتوان این گفته را باور كرد با اینكه در میان گروهى از دانشمندان معروف است كه قرآن پس از پیامبر (صلى اللّه علیه و آله و سلم ) جمع آورى شده ، (بوسیله على (علیه السلام ) یا كسان دیگر).
در پاسخ این سؤ ال باید گفت :
اما قرآنى كه على (علیه السلام ) جمع آورى كرد تنها خود قرآن نبود بلكه مجموعه اى بود از قرآن و تفسیر و شاءن نزول آیات ، و مانند آن .
و اما در مورد عثمان قرائنى در دست است كه نشان مى دهد عثمان براى جلوگیرى از اختلاف قرائتها اقدام به نوشتن قرآن واحدى با قرائت و نقطه گذارى نمود (چرا كه تا آن زمان نقطه گذارى معمول نبود).

تفسیر نمونه ، جلد1، صفحه 11
و اما اصرار جمعى بر اینكه قرآن به هیچوجه در زمان پیامبر (صلى اللّه علیه و آله و سلم ) جمع آورى نشده و این افتخار نصیب عثمان یا خلیفه اول و دوم گشت شاید بیشتر به خاطر فضیلت سازى بوده باشد، و لذا هر دستهاى این فضیلت را به كسى نسبت مى دهد و روایت در مورد او نقل مى كند.
اصولا چگونه مى توان باور كرد پیامبر (صلى اللّه علیه و آله و سلم ) چنین كار مهمى را نادیده گرفته باشد در حالى كه او به كارهاى بسیار كوچك هم توجه داشت ، مگر نه این است كه قرآن قانون اساسى اسلام ، كتاب بزرگ تعلیم و تربیت ، زیر بناى همه برنامه هاى اسلامى و عقائد و اعتقادات است ؟ آیا عدم جمع آورى آن در عصر پیامبر (صلى اللّه علیه و آله و سلم ) این خطر را نداشت كه بخشى از قرآن ضایع گردد و یا اختلافاتى در میان مسلمانان بروز كند.
به علاوه حدیث مشهور ((ثقلین )) كه شیعه و سنى آن را نقل كرده اند كه پیامبر (صلى اللّه علیه و آله و سلم ) فرمود من از میان شما مى روم و دو چیز را به یادگار مى گذارم كتاب خدا و خاندانم این خود نشان مى دهد كه قرآن به صورت یك كتاب جمع آورى شده بود.
و اگر مى بینیم روایاتى كه دلالت بر جمع آورى قرآن توسط گروهى از صحابه زیر نظر پیامبر (صلى اللّه علیه و آله و سلم ) دارد، از نظر تعداد نفرات مختلف است مشكلى ایجاد نمى كند، ممكن است هر روایت عده اى از آنها را معرفى كند.

تفسیر نمونه ، جلد1، صفحه 13
 تفسیر:
میان همه مردم جهان رسم است كه هر كار مهم و پرارزشى را به نام بزرگى از بزرگان آغاز مى كنند، و نخستین كلنگ هر مؤ سسه ارزندهاى را به نام كسى كه مورد علاقه آنها است بر زمین مى زنند، یعنى آن كار را با آن شخصیت مورد نظر از آغاز ارتباط مى دهند.
ولى آیا بهتر نیست كه براى پاینده بودن یك برنامه و جاوید ماندن یك تشكیلات ، آن را به موجود پایدار و جاویدانى ارتباط دهیم كه فنا در ذات او راه ندارد، چرا كه همه موجودات این جهان به سوى كهنگى و زوال مى روند، تنها چیزى باقى مى ماند كه با آن ذات لایزال بستگى دارد.
اگر نامى از پیامبران و انبیاء باقى است به علت پیوندشان با خدا و عدالت و حقیقت است كه كهنگى در آن راه ندارد، و اگر فى المثل اسمى از ((حاتم )) بر سر زبانها است به خاطر همبستگیش با سخاوت است كه زوال ناپذیر است .
از میان تمام موجودات آنكه ازلى و ابدى است تنها ذات پاك خدا است و به همین دلیل باید همه چیز و هر كار را با نام او آغاز كرد و در سایه او قرار داد و از او استمداد نمود لذا در نخستین آیه قرآن مى گوئیم ((بنام خداوند بخشنده بخشایشگر))
بسم الله الرحمن الرحیم
این كار نباید تنها از نظر اسم و صورت باشد، بلكه باید از نظر واقعیت و معنى با او پیوند داشته باشد چرا كه این ارتباط آن را در مسیر صحیح قرار مى دهد و از هر گونه انحراف باز مى دارد و به همین دلیل چنین كارى حتما به پایان مى رسد و پر بركت است .
به همین دلیل در حدیث معروفى از پیامبر (صلى اللّه علیه و آله و سلم ) مى خوانیم : ((كل امر ذى

تفسیر نمونه ، جلد1، صفحه 14
بال لم یذكر فیه اسم الله فهو ابتر)): ((هر كار مهمى كه بدون نام خدا شروع شود بیفرجام است )).
امیر مؤ منان على (علیه السلام ) پس از نقل این حدیث اضافه مى كند انسان هر كارى را مى خواهد انجام دهد باید بسم الله بگوید یعنى با نام خدا این عمل را شروع مى كنم ، و هر عملى كه با نام خدا شروع شود خجسته و مبارك است .
و نیز مى بینیم امام باقر (علیه السلام ) مى فرماید: سزاوار است هنگامى كه كارى را شروع مى كنیم ، چه بزرگ باشد چه كوچك ، ((بسم الله )) بگوئیم تا پر بركت و میمون باشد)).
كوتاه سخن اینكه پایدارى و بقاء عمل بسته به ارتباطى است كه با خدا دارد.
به همین مناسبت خداوند بزرگ در نخستین آیات كه به پیامبر وحى شد دستور مى دهد كه در آغاز شروع تبلیغ اسلام این وظیفه خطیر را با نام خداشروع كند: ((اقرء باسم ربك )).
و مى بینیم حضرت نوح (علیه السلام ) در آن طوفان سخت و عجیب هنگام سوار شدن بر كشتى و حركت روى امواج كوه پیكر آب كه هر لحظه با خطرات فراوانى روبرو بود براى رسیدن به سر منزل مقصود و پیروزى بر مشكلات به یاران خود دستور مى دهد كه در هنگام حركت و در موقع توقف كشتى ((بسم الله )) بگویند (و قال اركبوا فیها بسم الله مجراها و مرسیها) (سوره هود آیه 41).
و آنها این سفر پر مخاطره را سرانجام با موفقیت و پیروزى پشت سر گذاشتند و با سلامت و بركت از كشتى پیاده شدند چنانكه قرآن مى گوید: ((قیل یا نوح اهبط بسلام منا و بركات علیك و على امم ممن معك )) (سوره هود آیه 48).

تفسیر نمونه ، جلد1، صفحه 15
و نیز سلیمان در نامه اى كه به ملكه سبا مى نویسد سر آغاز آن را ((بسم
الله )) قرار مى دهد (انه من سلیمان و انه بسم الله الرحمن الرحیم ...) (سوره نحل آیه 30).
و باز روى همین اصل ، تمام سوره هاى قرآن با بسم الله آغاز مى شود تا هدف اصلى كه همان هدایت و سوق بشر به سعادت است از آغاز تا انجام با موفقیت و پیروزى و بدون شكست انجام شود.
تنها سوره توبه است كه ((بسم الله )) در آغاز آن نمى بینیم چرا كه سوره توبه با اعلان جنگ به جنایتكاران مكه و پیمانشكنان آغاز شده ، و اعلام جنگ با توصیف خداوند به رحمان و رحیم سازگار نیست .
در اینجا توجه به یك نكته لازم است و آن اینكه ما در همه جا بسم الله مى گوئیم چرا نمى گوئیم ((بسم الخالق )) یا ((بسم الرازق )) و مانند آن ؟!
نكته این است كه ((الله )) چنانكه به زودى خواهیم گفت ، جامعترین نامهاى خدا است و همه صفات او را یكجا بازگو مى كند، اما نامهاى دیگر اشاره به بخشى از كمالات او است ، مانند خالقیت و رحمت او و مانند آن .
از آنچه گفتیم این حقیقت نیز روشن شد كه گفتن ((بسم الله )) در آغاز هر كار هم به معنى ((استعانت جستن )) به نام خدا است ، و هم ((شروع كردن به نام او)) و این دو یعنى ((استعانت )) و ((شروع )) كه مفسران بزرگ ما گاهى آن را از هم تفكیك كرده اند و هر كدام یكى از آن دو را در تقدیر گرفته اند به یك ریشه باز مى گردد، خلاصه این دو لازم و ملزوم یكدیگرند یعنى هم با نام او شروع مى كنم و هم از ذات پاكش استمداد مى طلبم .
به هر حال هنگامى كه كارها را با تكیه بر قدرت خداوند آغاز مى كنیم خداوندى كه قدرتش مافوق همه قدرتها است ، سبب مى شود كه از نظر روانى نیرو و توان بیشترى در خود احساس كنیم ، مطمئن تر باشیم ، بیشتر كوشش كنیم ، از

تفسیر نمونه ، جلد1، صفحه 16
عظمت مشكلات نهراسیم و ماءیوس نشویم ، و ضمنا نیت و عملمان را پاكتر و خالصتر كنیم .
و این است رمز دیگر پیروزى به هنگام شروع كارها به نام خدا.
گر چه هر قدر در تفسیر این آیه سخن بگوئیم كم گفته ایم چرا كه معروف است على (علیه السلام ) از سر شب تا به صبح براى ((ابن عباس )) از تفسیر ((بسم الله )) سخن مى گفت ، صبح شد در حالى كه از تفسیر ((با)) بسم الله فراتر نرفته بود)) ولى با حدیثى از همان حضرت این بحث را همینجا پایان مى دهیم ، و در بحثهاى آینده مسائل دیگرى در این رابطه خواهیم داشت .
((عبدالله بن یحیى )) كه از دوستان امیر مؤ منان على (علیه السلام ) بود به خدمتش آمد و بدون گفتن بسم الله بر تختى كه در آنجا بود نشست ، ناگهان بدنش منحرف شد و بر زمین افتاد و سرش شكست ، على (علیه السلام ) دست بر سر او كشید و زخم او التیام یافت بعد فرمود: آیا نمى دانى كه پیامبر از سوى خدا براى من حدیث كرد كه هر كار بدون نام خدا شروع شود بى سرانجام خواهد بود، گفتم پدر و مادرم به فدایت باد مى دانم و بعد از این ترك نمى گویم ، فرمود: در این حال بهره مند و سعادتمند خواهى شد.
امام صادق (علیه السلام ) هنگام نقل این حدیث فرمود: بسیار مى شود كه بعضى از شیعیان ما بسم الله را در آغاز كارشان ترك مى گویند و خداوند آنها را با ناراحتى مواجه مى سازد تا بیدار شوند و ضمنا این خطا از نامه اعمالشان شسته شود))

تفسیر نمونه ، جلد1، صفحه 17
نكته ها
1- آیا بسم الله جزء سوره است ؟
در میان دانشمندان و علماء شیعه اختلافى در این مساءله نیست ، كه بسم الله جزء سوره حمد و همه سوره هاى قرآن است ، اصولا ثبت بسم الله در متن قرآن مجید در آغاز همه سوره ها، خود گواه زنده این امر است زیرا مى دانیم در متن قرآن چیزى اضافه نوشته نشده است ، و ذكر بسم الله در آغاز سوره ها از زمان پیامبر (صلى اللّه علیه و آله و سلم ) تاكنون معمول بوده است .
و اما از نظر دانشمندان اهل تسنن ، نویسنده تفسیر المنار جمع آورى جامعى از اقوال آنها به شرح زیر كرده است :
در میان علما گفتگو است كه آیا بسم الله در آغاز هر سورهاى جزء سوره است یا نه ؟ دانشمندان پیشین از اهل مكه اعم از فقهاء و قاریان قرآن از جمله ابن كثیر و اهل كوفه از جمله عاصم و كسائى از قراء، و بعضى از صحابه و تابعین از اهل مدینه ، و همچنین شافعى در كتاب جدید، و پیروان او و ثورى و احمد در یكى از دو قولش معتقدند كه جزء سوره است ، همچنین علماى امامیه و از صحابه طبق گفته آنان على (علیه السلام ) و ابن عباس و عبدالله بن عمر و ابوهریره ، و از علماى تابعین سعید بن جبیر و عطا و زهرى و ابن المبارك این عقیده را برگزیده اند.
سپس اضافه مى كند مهمترین دلیل آنها اتفاق همه صحابه و كسانى كه بعد از آنها روى كار آمدند بر ذكر بسم الله در قرآن در آغاز هر سورهاى جز سوره برائت است ، در حالى كه آنها متفقا توصیه مى كردند كه قرآن را از آنچه جزء قرآن نیست پیراسته دارند، و به همین دلیل آمین را در آخر سوره فاتحه ذكر نكرده اند ...
سپس از مالك و پیروان ابوحنیفه و بعضى دیگر نقل مى كند كه آنها بسم الله

تفسیر نمونه ، جلد1، صفحه 18
را یك آیه مستقل مى دانستند كه براى بیان آغاز سوره ها و فاصله میان آنها نازل شده است .
و از احمد (فقیه معروف اهل تسنن ) و بعضى از قاریان كوفه نقل مى كند كه آنها بسم الله را جزء سوره حمد مى دانستند نه جزء سایر سوره ها.
از مجموع آنچه گفته شده چنین استفاده مى شود كه حتى اكثریت قاطع اهل تسنن نیز بسم الله را جزء سوره مى دانند.
در اینجا بعضى از روایاتى را كه از طرق شیعه و اهل تسنن در این زمینه نقل شده یادآور مى شویم : (و اعتراف مى كنیم كه ذكر همه آنها از حوصله این بحث خارج ، و متناسب با یك بحث فقهى تمام عیار است ).
((معاویة بن عمار)) از دوستان امام صادق (علیه السلام ) مى گوید از امام پرسیدم هنگامى كه به نماز برمى خیزم بسم الله را در آغاز حمد بخوانم ؟ فرمود بلى مجددا سؤ ال كردم هنگامى كه حمد تمام شد و سورهاى بعد از آن مى خوانم بسم الله را با آن بخوانم ؟ باز فرمود آرى :
2 دارقطنى از علماى سنت به سند صحیح از على (علیه السلام ) نقل مى كند كه مردى از آن حضرت پرسید السبع المثانى چیست ؟ فرمود: سوره حمد است ، عرض كرد سوره حمد شش آیه است فرمود: بسم الله الرحمن الرحیم نیز آیه اى از آن است .
3 بیهقى محدث مشهور اهل سنت با سند صحیح از طریق ابن جبیر از ابن عباس چنین نقل مى كند: استرق الشیطان من الناس اعظم آیة من القرآن بسم الله الرحمن الرحیم : مردم شیطان صفت ، بزرگترین آیه قرآن بسم الله

تفسیر نمونه ، جلد1، صفحه 19
الرحمن الرحیم را سرقت كردند)) (اشاره به اینكه در آغاز سوره ها آن را نمى خوانند).
گذشته از همه اینها سیره مسلمین همواره بر این بوده كه هنگام تلاوت قرآن بسم الله را در آغاز هر سورهاى مى خواندند، و متواترا نیز ثابت شده كه پیامبر (صلى اللّه علیه و آله و سلم ) آن را نیز تلاوت مى فرمود، چگونه ممكن است چیزى جزء قرآن نباشد و پیامبر و مسلمانان همواره آن را ضمن قرآن بخوانند و بر آن مداومت كنند.
و اما اینكه بعضى احتمال داده اند كه بسم الله آیه مستقلى باشد كه جزء قرآن است اما جزء سوره ها نیست ، احتمال بسیار سست و ضعیفى به نظر مى رسد، زیرا مفهوم و محتواى بسم الله نشان مى دهد كه براى ابتدا و آغاز كارى است ، نه اینكه خود یك مفهوم و معنى جدا و مستقل داشته باشد، در حقیقت این جمود و تعصب شدید است كه ما بخواهیم براى ایستادن روى حرف خود هر احتمالى را مطرح كنیم و آیه اى همچون بسم الله را كه مضمونش فریاد مى زند سر آغازى است براى بحثهاى بعد از آن ، آیه مستقل و بریده از ما قبل بعد بپنداریم .
تنها ایراد قابل ملاحظه اى كه مخالفان در این رابطه دارند این است كه مى گویند در شمارش آیات سوره هاى قرآن (بجز سوره حمد) معمولا بسم الله را یك آیه حساب نمى كنند، بلكه آیه نخست را بعد از آن قرار مى دهند.
پاسخ این سؤ ال را ((فخر رازى )) در تفسیر كبیر به روشنى داده است آنجا كه مى گوید: هیچ مانعى ندارد كه بسم الله در سوره حمد به تنهائى یك آیه باشد و در سوره هاى دیگر قرآن جزئى از آیه اول محسوب گردد. (بنابر این مثلا در سوره كوثر ((بسم الله الرحمن الرحیم انا اعطیناك الكوثر)) همه یك آیه محسوب مى شود ).
به هر حال مساءله آنقدر روشن است كه مى گویند: یك روز معاویه در

تفسیر نمونه ، جلد1، صفحه 20
دوران حكومتش در نماز جماعت بسم الله را نگفت ، بعد از نماز جمعى از مهاجران و انصار فریاد زدند اسرقت ام نسیت ؟: آیا بسم الله را دزدیدى یا فراموش كردى ؟.
2- الله جامعترین نام خداوند
در جمله بسم الله نخست با كلمه اسم روبرو مى شویم كه به گفته علماى ادبیات عرب اصل آن از سمو (بر وزن غلو) گرفته شده كه به معنى بلندى و ارتفاع است ، و اینكه به هر نامى اسم گفته مى شود به خاطر آنست كه مفهوم آن بعد از نامگذارى از مرحله خفا و پنهانى به مرحله بروز و ظهور و ارتفاع مى رسد، و یا به خاطر آنست كه لفظ با نامگذارى ، معنى پیدا مى كند و از مهمل و بى معنى بودن در مى آید و علو و ارتفاع مى یابد.
به هر حال بعد از كلمه اسم ، به كلمه ((الله )) برخورد مى كنیم كه جامعترین نامهاى خدا است ، زیرا بررسى نامهاى خدا كه در قرآن مجید و یا سایر منابع اسلامى آمده نشان مى دهد كه هر كدام از آن یك بخش خاص از صفات خدا را منعكس مى سازد، تنها نامى كه اشاره به تمام صفات و كمالات الهى ، یا به تعبیر دیگر جامع صفات جلال و جمال است همان الله مى باشد.

تفسیر نمونه ، جلد1، صفحه 21
به همین دلیل اسماء دیگر خداوند غالبا به عنوان صفت براى كلمه ((الله )) گفته مى شود به عنوان نمونه :
((غفور)) و ((رحیم )) كه به جنبه آمرزش خداوند اشاره مى كند (فان الله غفور رحیم بقره 226).
((سمیع )) اشاره به آگاهى او از مسموعات ، و ((علیم )) اشاره به آگاهى او از همه چیز است (فان الله سمیع علیم بقره 227). ((بصیر))، علم او را به همه دیدنیها بازگو مى كند (و الله بصیر بما تعملون حجرات 18). ((رزاق ))، به جنبه روزى دادن او به همه موجودات اشاره مى كند و ((ذوالقوه )) به قدرت او، و مبین به استوارى افعال و برنامه هاى او (ان الله هو الرزاق ذو القوة المتین زاریات 58).
و بالاخره ((خالق )) و ((بارء)) اشاره به آفرینش او و ((مصور)) حاكى از صورتگریش مى باشد (هو الله الخالق البارى المصور له الاسماء الحسنى حشر24).
آرى تنها ((الله )) است كه جامعترین نام خدا مى باشد، لذاملاحظه مى كنیم در یك آیه بسیارى از این اسماء، وصف ((الله )) قرار مى گیرند هو الله الذى لا اله الا هو الملك القدوس السلام المؤ من المهیمن العزیز الجبار المتكبر: ((او است الله كه معبودى جز وى نیست او است حاكم مطلق ، منزه از ناپاكیها، از هر گونه ظلم و بیدادگرى ایمنى بخش ، نگاهبان همه چیز، توانا و شكست ناپذیر، قاهر بر همه موجودات و با عظمت )).
یكى از شواهد روش جامعیت این نام آنست كه ابراز ایمان و توحید تنها با جمله لا اله الا الله مى توان كرد، و جمله لا اله الا العلیم ، الا الخالق ، الا الرازق )) و مانند آن به تنهائى دلیل بر توحید و اسلام نیست ، و نیز به همین جهت است كه

تفسیر نمونه ، جلد1، صفحه 22
در مذاهب دیگر هنگامى كه مى خواهند به معبود مسلمین اشاره كنند الله را ذكر مى كنند، زیرا توصیف خداوند به الله مخصوص مسلمانان است .
3- رحمت عام و خاص خدا.
مشهور در میان گروهى از مفسران این است كه صفت رحمان ، اشاره به رحمت عام خدا است كه شامل دوست و دشمن ، مؤ من و كافر و نیكوكار و بدكار مى باشد، زیرا مى دانیم باران رحمت بى حسابش همه را رسیده ، و خوان نعمت بى دریغش همه جا كشیده همه بندگان از مواهب گوناگون حیات بهره مندند، و روزى خویش را از سفره گسترده نعمتهاى بى پایانش بر مى گیرند، این همان رحمت عام او است كه پهنه هستى را در بر گرفته و همگان در دریاى آن غوطه ورند.
ولى ((رحیم )) اشاره به رحمت خاص پروردگار است كه ویژه بندگان مطیع و صالح و فرمانبردار است ، زیرا آنها به حكم ایمان و عمل صالح ، شایستگى این را یافته اند كه از رحمت و بخشش و احسان خاصى كه آلودگان و تبهكاران از آن سهمى ندارند، بهره مند گردند.
تنها چیزى كه ممكن است اشاره به این مطلب باشد آنست كه ((رحمان )) در همه جا در قرآن به صورت مطلق آمده است كه نشانه عمومیت آنست ، در حالى كه ((رحیم )) گاهى به صورت مقید ذكر شده كه دلیل بر خصوصیت آن است مانند كان بالمومنین رحیما: ((خداوند نسبت به مؤ منان رحیم است )) (احزاب 43) و گاه به صورت مطلق مانند سوره حمد.
در روایتى نیز از امام صادق (علیه السلام ) مى خوانیم كه فرمود: و الله اله كل شیى ء، الرحمان بجمیع خلقه ، الرحیم بالمؤ منین خاصة : ((خداوند معبود همه چیز است ، نسبت به تمام مخلوقاتش رحمان ، و نسبت به خصوص مؤ منان رحیم است ))

تفسیر نمونه ، جلد1، صفحه 23
از سوئى دیگر ((رحمان )) را صیغه مبالغه دانسته اند كه خود دلیل دیگرى بر عمومیت رحمت او است ، و رحیم را صفت مشبهه كه نشانه ثبات و دوام است و این ویژه مؤ منان مى باشد.
شاهد دیگر اینكه رحمان از اسماء مختص خداوند است و در مورد غیر او به كار نمى رود، در حالى كه رحیم صفتى است كه هم در مورد خدا و هم در مورد بندگان استعمال مى شود، چنانكه درباره پیامبر (صلى اللّه علیه و آله و سلم ) در قرآن مى خوانیم عزیز علیه ما عنتم حریص علیكم بالمؤ منین رؤ ف رحیم : ناراحتیهاى شما بر پیامبر گران است ، و نسبت به هدایت شما سخت علاقمند است ، و نسبت به مؤ منان مهربان و رحیم مى باشد (توبه - 128 ).
لذا در حدیث دیگرى از امام صادق (علیه السلام ) نقل شده : الرحمان اسم خاص ، بصفة عامة ، و الرحیم اسم عام بصفة خاصة : رحمان اسم خاص است اما صفت عام دارد (نامى است مخصوص خدا ولى مفهوم رحمتش همگان را در بر مى گیرد) ولى ((رحیم )) اسم عام است به صفت خاص (نامى است كه بر خدا و خلق هر دو گفته مى شود اما اشاره به رحمت ویژه مؤ منان دارد).
با این همه گاه مى بینیم كه رحیم نیز به صورت یك وصف عام استعمال مى شود البته هیچ مانعى ندارد كه تفاوتى كه گفته شد در ریشه این دو لغت باشد، اما استثناهائى نیز در آن راه یابد.
در دعاى بسیار ارزنده و معروف امام حسین (علیه السلام ) بنام دعاى عرفه مى خوانیم : یا رحمان الدنیا و الاخرة و رحیمهما: ((اى خدائى كه رحمان دنیا و آخرت توئى و رحیم دنیا و آخرت نیز توئى ))!

تفسیر نمونه ، جلد1، صفحه 24
سخن خود را در این بحث با حدیث پر معنى و گویائى از پیامبر اكرم (صلى اللّه علیه و آله و سلم ) پایان مى دهیم آنجا كه فرمود: ان الله عز و جل ماة رحمة ، و انه انزل منها واحدة الى الارض فقسمها بین خلقه بها یتعاطفون و یتراحمون ، و اخر تسع و تسعین لنفسه یرحم بها عباده یوم القیامة !: ((خداوند بزرگ صد باب رحمت دارد كه یكى از آن را به زمین نازل كرده است ، و درمخلوقاتش تقسیم نموده و تمام عاطفه و محبتى كه در میان مردم است از پرتو همان است ، ولى نود و نه قسمت را براى خود نگاه داشته و در قیامت بندگانش را مشمول آن مى سازد.))
4- چرا صفات دیگر خدا در بسم الله نیامده است ؟!
این موضوع قابل توجه است كه تمام سوره هاى قرآن با بسم الله شروع مى شود (بجز سوره برائت آن هم به دلیلى كه سابقا گفتیم ) و در بسم الله پس از نام ویژه ((الله )) تنها روى صفت ((رحمانیت و رحیمیت )) او تكیه مى شود، و این سؤ ال انگیز است كه چرا سخنى از بقیه صفات در این موضع حساس به میان نیامده ؟
اما با توجه به یك نكته ، پاسخ این سؤ ال روشن مى شود و آن اینكه در آغاز هر كار لازم است از صفتى استمداد كنیم كه آثارش بر سراسر جهان پرتوافكن است ، همه موجودات را فرا گرفته و گرفتاران را در لحظات بحرانى نجات بخشیده است .
بهتر است این حقیقت را از زبان قرآن بشنوید آنجا كه مى گوید: و رحمتى وسعت كل شیى ءرحمت من همه چیز را فرا گرفته است )) (اعراف 156).
و در جاى دیگر از زبان حاملان عرش خدا مى خوانیم ربنا وسعت كل شیى ء رحمة : ((خدایا رحمت خود را بر همه چیز گسترده اى )) (مؤ من 7).
از سوى دیگر مى بینیم پیامبران براى نجات خود از چنگال حوادث سخت

تفسیر نمونه ، جلد1، صفحه 25
و طاقت فرسا و دشمنان خطرناك ، دست به دامن رحمت خدا مى زدند قوم ((موسى )) براى نجات از چنگال فرعونیان مى گویند و نجنا برحمتك : ((خدایا ما را به رحمت خود رهائى بخش )) (یونس 86).
در مورد((هود)) و پیروانش چنین مى خوانم : فانجیناه و الذین معه برحمة منا: هود و پیروانش را به وسیله رحمت خویش (از چنگال دشمنان ) رهائى بخشیدیم (اعراف 72).
اصولا هنگامى كه حاجتى از خدا مى طلبیم مناسب است او را با صفاتى كه پیوند با آن حاجت دارد توصیف كنیم مثلا عیسى مسیح (علیه السلام ) به هنگام درخواست مائده آسمانى (غذاى مخصوص ) چنین مى گوید: اللهم ربنا انزل علینا مائدة من السماء ... و ارزقنا و انت خیرالرازقین : ((بار الها مائدهاى از آسمان بر ما نازل گردان ... و ما را روزى ده و تو بهترین روزى دهندگانى )) (مائده 114).
((نوح )) پیامبر بزرگ خدا نیز این درس را به ما مى آموزد، آنجا كه براى پیاده شدن از كشتى در یك جایگاه مناسب ، چنین دعا كند رب انزلنى منزلامباركا و انت خیر المنزلین : ((پروردگارا! مرا به طرز مباركى فرود آر كه تو بهترین فرود آورندگانى )) (مؤ منون 29).
و نیز ((زكریا)) به هنگام درخواست فرزندى از خدا كه جانشین و وارث او باشد خدا را با صفت خیر الوارثین توصیف مى كند و مى گوید رب لاتذرنى فردا و انت خیر الوارثین : خداوندا! مرا تنها مگذار كه تو بهترین وارثانى )) (انبیاء89). بنابراین در مورد آغاز كارها به هنگامى كه مى خواهیم با نام خداوند شروع كنیم باید دست به دامن رحمت واسعه او بزنیم ، هم رحمت عام و هم رحمت خاصش آیا براى پیشرفت در كارها و پیروزى بر مشكلات صفتى مناسبتر از این صفات مى باشد؟!

تفسیر نمونه ، جلد1، صفحه 26
جالب اینكه نیروئى كه همچون نیروى جاذبه ، جنبه عمومى دارد و دلها را به هم پیوند مى دهد همین صفت رحمت است ، براى پیوند خلق با خالق نیز از این صفت رحمت باید استفاده كرد.
مؤ منان راستین با گفتن بسم الله الرحمن الرحیم در آغاز كارها دل از همه جا بر مى كنند و تنها به خدا دل مى بندند، و از او استمداد و یارى مى طلبند، خداوندى كه رحمتش فراگیر است ، و هیچ موجودى از آن ، بى نصیب نیست .
این درس را نیز از بسم الله به خوبى مى توان آموخت كه اساس كار خداوند بر رحمت است و مجازات جنبه استثنائى دارد كه تا عوامل قاطعى براى آن پیدا نشود تحقق نخواهد یافت ، چنانكه در دعا مى خوانیم یا من سبقت رحمته غضبه : ((اى خدائى كه رحمتت بر غضبت پیشى گرفته است )). انسانها نیز باید در برنامه زندگى چنین باشند، اساس و پایه كار را بر رحمت و محبت قرار دهند و توسل به خشونت را براى مواقع ضرورت بگذارند، قرآن 114 سوره دارد، 113 سوره با ((رحمت )) آغاز مى شود، تنها سوره توبه كه با اعلان جنگ و خشونت آغاز مى شود و بدون بسم الله است !
تفسیر نمونه ، جلد1، صفحه 27
آیه 2
آیه و ترجمه
الْحَمْدُ للَّهِ رَب الْعَلَمِینَ
 ترجمه :
ستایش مخصوص خداوندى است كه پروردگار جهانیان است .
 تفسیر:
جهان غرق رحمت او است
بعد از ((بسم الله )) كه آغازگر سوره بود، نخستین وظیفه بندگان آنست كه به یاد مبدء بزرگ عالم هستى و نعمتهاى بى پایانش بیفتند، همان نعمتهاى فراوانى كه سراسر وجود ما را احاطه كرده و راهنماى ما در شناخت پروردگار و هم انگیزه ما در راه عبودیت است .
اینكه مى گوئیم : انگیزه به خاطر آنست كه هر انسانى به هنگامى كه نعمتى به او مى رسد فورا مى خواهد، بخشنده نعمت را بشناسد، و طبق فرمان فطرت به سپاسگزارى برخیزد و حق شكر او را ادا كند.
به همین جهت علماى علم كلام (عقائد) در نخستین بحث این علم ، كه سخن از انگیزه هاى خداشناسى به میان مى آید((وجوب شكر منعم )) را كه یك فرمان فطرى و عقلى است به عنوان انگیزه خداشناسى ، یادآور مى شوند.
و اینكه مى گوئیم : راهنماى ما در شناخت پروردگار نعمتهاى او است ، به خاطر آن است كه بهترین و جامعترین راه براى شناخت مبدء، مطالعه در اسرار آفرینش و رازهاى خلقت و مخصوصا وجود نعمتها در رابطه با زندگى انسانها است .
به این دو دلیل سوره فاتحة الكتاب با این جمله شروع مى شود (الحمد لله رب العالمین ).

تفسیر نمونه ، جلد1، صفحه 28
براى پى بردن به عمق و عظمت این جمله لازم است ، به تفاوت ((حمد)) و ((مدح )) و ((شكر)) و نتایج آن توجه شود:
1 ((حمد)) در لغت عرب به معنى ستایش كردن در برابر كار یا صفت نیك اختیارى است ، یعنى هنگامى كه كسى آگاهانه كار خوبى انجام دهد، و یا صفتى را براى خود برگزیند كه سرچشمه اعمال نیك اختیارى است ، ما او را حمد و ستایش مى گوئیم .
ولى ((مدح )) به معنى هر گونه ستایش است ، خواه در برابر یك امر اختیارى باشد یا غیر اختیارى ، فى المثل تعریفى را كه از یك گوهر گرانبها مى كنیم ، عرب آن را مدح مى نامد، و به تعبیر دیگر مفهوم مدح ، عام است در حالى كه مفهوم حمد خاص مى باشد.
ولى مفهوم ((شكر)) از همه اینها محدودتر است ، تنها در برابر نعمتهائى شكر و سپاس مى گوئیم كه از دیگرى با میل و اراده او به ما رسیده است و اگر به این نكته توجه كنیم كه الف و لام ((الحمد)) به اصطلاح الف و لام جنس است و در اینجا معنى عمومیت را مى بخشد، چنین نتیجه مى گیریم كه هر گونه حمد و ستایش مخصوص خداوندى است كه پروردگار جهانیان است .
حتى هر انسانى كه سرچشمه خیر و بركتى است ، و هر پیامبر و رهبر الهى كه نور هدایت در دلها مى پاشد، هر معلمى كه تعلیم مى دهد، هر شخص سخاوتمندى كه بخشش مى كند، و هر طبیبى كه مرهمى بر زخم جانكاهى مى نهد ستایش آنها از ستایش خدا سرچشمه


طبقه بندی: تفسیر قرآن،
[ سه شنبه 7 اسفند 1386 ] [ 12:02 ب.ظ ] [ سرجامه ]
درباره وبلاگ

از زمین تا آسمان آه است می دانی چرا؟

یک قیامت گریه در راه است می دانی چرا؟

بر سر هر نیزه خورشیدی ست یک ماه تمام

بر سر هر نیزه یک ماه است می دانی چرا؟

نویسندگان
موضوعات وب
امار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب

فال انبیاء


كد ماوس