تبلیغات
بوی جوی مولیان

بوی جوی مولیان
شعر

روزی ابوجهل چند سنگ در دست داشت و به پیامبر(ص) گفت كه اگر تو پیامبر و رسولی و فرستاده ی خدا ، بگو كه در مشت من چیست؟ پیامبر (ص) فرمودند كه من بگویم یا اینكه آنچه كه در دستان توست بر رسالت ما گواهی و شهادت دهند ؟ ابوجهل گفت كه این دومی بهتر است ، و به اذن خدا سنگها در دست ابوجهل بر رسالت پیامبر شهادت دادند ؛ ابوجهل وقتی چنین وضعی را دید سنگها را برزمین كوبید و فرار كرد .

ای جلوه رخت زده آتش به جان گل
نامت محمد است و نشانت، نشان گل
میلاد باشكوه تو ای باغبان نور
همزاد نغمه‌خوانی بلبل زمان گل
قرآن تویی چو خیره نظر می‌كنم به نور
گل می‌كند دوباره نگاهم میان گل

می تراود از نسیم عشق اسرار شرف
می نوازد گوشها را لطف اظهار شرف
بعد از آن بی رونقی های بساط معرفت
حالیا بالا گرفته کار بازار شرف
ظلمت ممتد حیات از دیده ها دزدیده بود
چشم عالم روشن است اینک ز دیدار شرف
جهل گاهی عقل را از صحنه بیرون می کند
کار عقل آنگاه خواهد گشت انکار شرف
زنده در گور جهالت می کند آیات را
تا کجا از ظلم خواهد رفت ادبار شرف




طبقه بندی: مختصری از زندگانی رسول اکرم(ص)،
[ شنبه 20 بهمن 1386 ] [ 11:02 ق.ظ ] [ سرجامه ]
درباره وبلاگ

از زمین تا آسمان آه است می دانی چرا؟

یک قیامت گریه در راه است می دانی چرا؟

بر سر هر نیزه خورشیدی ست یک ماه تمام

بر سر هر نیزه یک ماه است می دانی چرا؟

نویسندگان
موضوعات وب
امار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب

فال انبیاء


كد ماوس