تبلیغات
بوی جوی مولیان

بوی جوی مولیان

مال وسیله ای است برای

امتحان الهی

 

 

دﻴن اسلام دﻴن کاملی است که به تمام زﻤﻴنه های فردی واجتماعی توجه دارد. با مختصرمطالعه درتارﻴخ وﺘﻌﻠﻴمات اسلام روشن می شود که اسلام تنها ﻴک سلسله دستورات ومقررات اخلاقی وعقاﻴدمربوط به مبدأ ومعادنبوده،بلکه حکومتی همراه خود آورد که همه ﻨﻴازمندهای ﻴک جامعه پاک ومترقی راﺘﻀﻤﻴن می کردومسلماً ﻴکی ازارکان ﭽﻨﻴن حکومتی ﺘﺸﻜﻴل ﺒﻴت المال برای رفع ﻨﻴازمندهای اقتصادی بوده است.

 

ﺒﻴت المال اسلامی که ازبدو ورود پیامبرصلی الله علیه و اله درمدﻴنه و ﺘﺸﻜﻴل حکومت اسلامی بوجود آمد مشتمل براموالی بودکه ازمنابع متعددگردآوری می شد:

1. ازطرﻴق«زکات»      

2. ازطرﻴق«خمس»           

3. ازطرﻴق«انفال»

4. ازطرﻴق«خراج»       

5. ازطرﻴق«جزﻴه»

مال وسیله ای است برای

امتحان الهی

 

 

دﻴن اسلام دﻴن کاملی است که به تمام زﻤﻴنه های فردی واجتماعی توجه دارد. با مختصرمطالعه درتارﻴخ وﺘﻌﻠﻴمات اسلام روشن می شود که اسلام تنها ﻴک سلسله دستورات ومقررات اخلاقی وعقاﻴدمربوط به مبدأ ومعادنبوده،بلکه حکومتی همراه خود آورد که همه ﻨﻴازمندهای ﻴک جامعه پاک ومترقی راﺘﻀﻤﻴن می کردومسلماً ﻴکی ازارکان ﭽﻨﻴن حکومتی ﺘﺸﻜﻴل ﺒﻴت المال برای رفع ﻨﻴازمندهای اقتصادی بوده است.

 

ﺒﻴت المال اسلامی که ازبدو ورود پیامبرصلی الله علیه و اله درمدﻴنه و ﺘﺸﻜﻴل حکومت اسلامی بوجود آمد مشتمل براموالی بودکه ازمنابع متعددگردآوری می شد:

1. ازطرﻴق«زکات»      

2. ازطرﻴق«خمس»           

3. ازطرﻴق«انفال»

4. ازطرﻴق«خراج»       

5. ازطرﻴق«جزﻴه»

 

که هرکدام فصل مشروحی درفقه اسلام وقواﻨﻴن ودستورات آن رابه خوداختصاص داده است.

 

منظورما دراﻴن پاﻴان نامه اﻴن ﻨﻴست که درموردتمام منابع درآمد ﺒﻴت المال اسلامی و هزﻴنه ها ومصارف مربوط به آن بحث کنیم،بلکه منظوراﻴن است که تنها درمورد«خمس»سخن بگوﻴﻴم.البته باﻴد ﺒﻴان ﻜﻨﻴم،اگر خواسته باﺸﻴم درباره همه مسائل خمس سخن بگوﻴﻴم ﻨﻴازبه پاﻴان نامه های متعددی می باشد.ازجمله:

1. فلسفه خمس

2. احکام خمس

3. تأﺜﻴراجتماعی و فردی پرداخت خمس برافراد و....

 

هدف ما دراﻴن پاﻴان نامه اﻴن است که ﺒﻴان ﻜﻨﻴم«علل ترک خمس و راه های تروﻴج خمس» ﭽﻴست؟

 

خمس ﻴﻌنی ماﻠﻴات صدی ﺒﻴست که طبق دستوراسلامی بربرخی از استفاده های مالی مردم بسته شده است.پرداخت صدی ﺒﻴست(خمس) ازواجبات اﻜﻴداسلامی ودرتشرﻴﻊحکم وجوب وجرﻴان عطای آن در صدراسلام اختلافی ﺒﻴﻦعلماء اسلام ﻨﻴست.

 

بااﻴنکه خمس ﻴکی ازواجبات می باشد،چراعده ای به اﻴن امرمهم اﻫﻤﻴت نمی دهند؟ مثلاً آن قدرکه به مسئله روزه ونماز اﻫﻤﻴت می دهند کمتربه مسئله پرداخت خمس اﻫﻤﻴت می دهند.

 

 

تعرﻴف خمس، مواردخمس، مصارف خمس :

ابتدا قبل ازآنکه خواسته باﺸﻴم به عوامل ترﻏﻴب مردم به پرداخت خمس بپردازﻴم مقدمتاً باﻴدخمس راتعرﻴفﻜﻧﻴﻢ وﺑﻴﺎﻥﻜﻧﻴﻢ خمس به چه ﭽﻴﺰﻫﺎﻴﻲ تعلق میﮔﻴرد. ﺑﻴﺎﻥ ﻜﻧﻴﻢ خمس درچه راههاﻴﻲ مصرف می شود.

 

خمس: ﻴک پنجم مال است که هرمسلمان طبق شرائط مقرره ازمال خوﻴش به مصرف خاص که بعداً ذکرخواهد شد می رساند1. ﻴابه عبارت دﻴگر:ماﻠﻴﺎﺖصدیﺑﻴﺴﺖکه طبق دستوراسلامی بربرخی از استفاده های مالی بسته شده است.2

 

مواردخمس:

1. ﻏﻧﻴﻤﺖ

2. معادن

3. گنج

4. غوص

5. مال حلال مخلوط بحرام

6. زﻤﻴﻧﻲکه ازطرفﻤﺴلمین به ذمی انتقال ﻴابد.

7. سودودرآمدکسب وکارپس ازاخراج هزﻴنه ﻴکسال خودوخانواده.3

 

مصارف خمس :

چنانچه که درقرآن آمده به6بخشﺘﻘﺴﻴﻢ ﻤﻲﺸود.

 

واعلمواإنماغنمتم من شیء فان الله نفسه وللرسول ولذی القربی واﻠﻴﺘامی و المساﻜﻴﻦ و ابنﺴﺒﻴﻞ إن کنتم امنتم بالله وماانزلناعلی عبدناﻴوم الفرقان ﻴوم التقی الجمعان والله علی کل شیء قدﻴر4

ای مومنان بداﻨﻴدکه هرچه به شماﻏﻨﻴﻤﺖ وفاﻴده رسد «زﻴادوﻴاکم» خمس آن خاص خداورسول وخوﻴشان اووﻴﺘﻴﻤان وﻔﻘﻴران ودرراه ماندگان است.«به آنها بدﻫﻴد» اگربخداوآنچه بربنده خود«محمد صلی الله علیه واله» درروزفرقان ، روزﻴکه دوسپاه«اسلام وکفردرجنگ بدر» روبروشدند،نازل فرموداﻴمان آورﻴد وبداﻨﻴداوبرهرﭽﻴزتواناست.

 

1. سهم خدا

2. سهم ﭙﻴامبرصلی الله علیه و اله

3. سهم ذوی القرﺑﻲ 

 

که ﻨﻴﻤﻲازآنراﺘﺸﻜﻴﻞ ﻤﻴدهند وازآن امام است که درزمان حضورخود امام ودرعصر ﻏﻴﺑﺖ به نواب امام ازفقهای جامع الشرائط پرداخته ﻤﻴﺸود.  اﻴن3بخش مصرفش تقوﻴت اصول وفروع دﻴن است.

 

4. سهم اﻴتام

5. سهم مساﻜﻴﻦ

6. سهم ابنﺴﺑﻴﻞ«هاشمی نسب» 

 

اﻴن3بخش اختصاص داردبه ﻴﺘﻴﻤﺎﻦومستمندان وابنﺴﺑﻴﻞ،ﻴﻌنی کساﻨﻴﻜﻪ درراه خدا اززندگی معمولی خود بازمانده که سرجمع گروه ﻨﻴﺎﺰﻤﻨدانی که ﻴا به علت ﻴﺘﻴﻡ بودن وﻴا گسستن از کارهای زندگی سازوﻴاکوتاهی ونارساﻴﻲ فعاﻠﻴﺘﻬﺎﻴﻲکه انسان را بیﻨﻴﺎﺰﻤﻴﻜﻨد،نه کوتاهی از روی تنبلی.

 

عوامل ترك خمس:

1. سم پاشی های مخالفانﺸﻴﻌﻪ:

همانطورکهﻤﻴﺪﺍﻨﻴﻢ سهم امام کهﻨﻴﻤﻲازخمس است پشتوانه اقتصادی حوزه های ﻋﻟﻤﻴﻪ ﺸﻴﻌﻪوبرنامه هایﺘﺒﻟﻴﻐﺎﺘﻲوکوشش های فرهنگی می باشد.اگر مخالفانﺸﻴﻌﻪبتوانندباسم پاشی های خودمردم را ازادای خمس وسهم امام بازدارند،به ﻴکی ازاهداف خودکهﺘﻀﻌﻴﻑ حوزه های علمی ما وﻴا ﺘﻐﻴﻴر ﻤﺴﻴر آنهاست،نائل شده اند. .دشمن قداست روحاﻨﻴﺖراازﺑﻴﻦمی بردوﺑﻴﺎﻦمی کندخمس اموالتان به اﻴن شخص تعلق نمیﮔﻴرد.  همانطورکه می داﻨﻴﺪ ﻜﻴﺎﻦﺸﻴﻌﻪ وﺤﻴﺎﺖآن درزمان ﻏﻴﺑﺖ، باﻫﻤﻴﻦ قداست حفظ شده است. مردم درطول تارﻴخ برای مراجع خود احترام خاصی قائل بوده اند.دشمنان ﻨﻴزهمواره ازاﻴن قداست درهراس بوده اند، بطورﻴکهﻫﻤﻴﺸﻪ ازحکم جهاد مرجع دﻴنی می ترﺴﻴﺪﻨﺪ.5

 

تمام فعاﻟﻴﺘﻬﺎی روحاﻨﻴﺖ ﻨﻴﺎزبه هزﻴنه مالی دارد.درصورتی که اﻴن ﻨﻴﺎزتأﻤﻴﻦنشود مشکلات زﻴادی رخ می دهد.مثلاً: حوزه هایﻋﻟﻤﻴﻪ بصورت دانشکده فقه درمی آﻴدوتلاش طلاب کم  می شود،باعث می شودهرفرد هرزه وارد حوزه شود ودرلباس روحاﻨﻴﺖ به اسلام ﺨﻴﺎﻨﺖ کند.6

 

پس افرادبرای بقای اسلام هم که شده است،باﻴدخمسشان راپرداخت کنند.

 

2.خمس مخصوص به غنائم جنگی است:

ﻴکی دﻴگرازعلتهای عدم پرداخت خمس اﻴن است که عده ایﺒﻴﺎﻦمی کنندطبق آﻴه زﻴر:

 

واعلمواإنماغنمتم من شیء فان الله نفسه وللرسول ولذی القربی واﻠﻴﺘامی والمساﻜﻴﻦوابنﺴﺒﻴﻞإن کنتم امنتم بالله وماانزلناعلی عبدناﻴوم الفرقان ﻴوم التقی الجمعان والله علی کل شیء قدﻴر 7

وبداﻨﻴﺪﻫﺮگونه ﻏﻨﻴﻤﺘﻲ به شما رسد خمس آن برای خداوند، برای ﭙﻴﺎﻤﺒر و برای ذی القربی وﻴﺘﻴﻤﺎﻦ و ﻤﺴﻜﻴﻨﺎﻦ و واماندگان درراه است.اگرشما بخداوآنچه بربنده خود در روزجدائی حق ازباطل،روزدرﮔﻴﺮﻲﺪﻮگروه(بااﻴمان وبی اﻴمان ﻴﻌﻨﻲروزجنگ بدر)  نازل کردﻴم اﻴمان آورده اﻴد، و خداوند برهر ﭽﻴﺯﻲ قادر است.

 

خمس مخصوص غنائم جنگی است،ومواردی که مجتهدﻴنﺑﻴﺎﻦ می کنند اصلاًبه آنهاخمس تعلق نمیﮔﻴﺮﺪبجزغنائم جنگی.پس برماخمس واجب ﻨﻴﺴﺖ.

 

درپاسخ به سخن اﻴنان باﻴدبگوﻴﻴم، اولاً: اگرآﻴه خمس رامنحصربه غنائم جنگی بداند، باز هم خمس تنهاشامل غنائم جنگی نمی شود.برای خمس درساﻴرموضوعات باﻴدازسنت و اخبارو رواﻴات ﺼﺤﻴﺢومعتبر استفاده کردوﻫﻴﭻمانعی ندارد.که قرآن به قسمتی ازحکم به تناسب اشاره کندو قسمتهای دﻴگردرسنتﺑﻴﺎﻦشود.

 

مثلاًدرقرآنﻤﺠﻴﺪنمازهای پنجگانه روزانه صرﻴحا ًآمده است وﻫﻤﭽﻨﻴﻦ به نمازطواف که ازنمازهای واجب است اشاره شده،ولی نمازآﻴات که مورداتفاق تمام مسلمانان اعم اﺸﻴﻌﻪ و سنی است،ذکری به ﻤﻴﺎﻦﻨﻴﺎﻤﺪﻩ وﻫﻴﭻﻜﺲراﻨﻤﻲﻴﺎﺑﻴﻢکه بگوﻴد چون نماز آﻴات درقرآن ذکرنشده وتنهادرسنتﭙﻴﺎﻤﺑرآمده است،نباﻴدبه آن عمل کرد. ثاﻨﻴﺎً: باﻴدﺑﺑﻴﻨﻴﻢکهﻏﻨﻴﻤﺖدرلغت ودرنظرعرف چه معنی می دهد؟

 

آﻴاراستی منحصربه غنائم جنگی است وﻴاهرگونه درآمدی راشامل می شود؟آنچه ازکتب لغت استفاده می شود،اﻴن است که دررﻴشه لغوی اﻴن کلمه عنوان جنگ وآنچه ازدشمن بدست می آﻴد،ﻨﻴﺎﻤده است. بلکه هردرآمدی راشامل می شود.به عنوان مشاهده به چند قسمت از کتب معروف ومشهورلغت که مورداستفاده همه دانشمندان وادبای عرب است، اشاره می کنیم.

 

درکتاب«لسان العرب»جلد دوازدهم می خواﻨﻴﻢ:

 

والغنم الفوزبالشیءمن ﻏﻴرمشقه و... والغنم اﻠﻐﻨﻴﻤﻪوالمغنم، الفیء... وفی الحدﻴث الرهن لمن رهنه له غنمه وﻋﻠﻴﻪ غرمه،غنمه زﻴادته ونمائه و فاضلﻘﻴﻤﻪ... وغنم الشیء فازبه....

«غنم»ﻴﻌﻨﻲدسترسی ﻴافتن بهﭽﻴﺯﻲ بدون مشقت،و«غنم»و«ﻏﻨﻴﻤت»و «غنم» به معنی«فیء» است.«فیء»راﻨﻴﺯدرلغت به معنیﭽﻴﺯﻫﺎﻴﻲکه بدون زحمت به انسان می رسد ذکرکرده اند.8

 

ودرکتاب«تاج العروس»جلد نهم می خواﻨﻴﻢ:

 

والغنم الفوزبالشیء بلا مشقه 9

ﻏﻨﻴﻤت آن است که انسان بدون زحمت بهﭽﻴﺯﻲدسترسیﭙﻴداکند.

 

ﻨﻈﻴراﻴن ﺘﻌﺑﻴﺮاتﺑﺴﻴارفراوان است.

 

ازمجموع آنچه گفته شدﭽﻨﻴﻦﻨﺘﻴﺠﻪﻤﻲﮔﻴﺮﻴﻢکه:آﻴهﻏﻨﻴﻤت معنی وﺴﻴﻌﻲ داردوهرگونه درآمد وسودومنفعتی راشامل می شود، ثالثاً: ﺑﺴﻴاری ازمفسران که درزﻤﻴﻨﻪ اﻴن آﻴه به بحث پرداخته اند صرﻴحتاًاعتراف کرده اند کهﻏﻨﻴﻤﺖدراصل معنی وﺴﻴﻌﻲداردوشامل غنائم جنگی وﻏﻴﺮآن وبطورکلی هرﭽﻴزی راکه انسان بدون مشقت زﻴادی به آن دسترسیﭙﻴدامی کند،می شود.

 

«قرطبی»مفسرمعروف اهل تسنن درﺘﻔﺴﻴﺮخود،ذﻴل آﻴهﭽﻨﻴﻦ ﻤﻲﻨﻮﻴﺴﺪ: «ﻏﻨﻴﻤﺖ درلغت ﭽﻴزی است که فردﻴاجماعتی باکوشش بدست می آورد...وبدانکه اتفاق(علمای تسنن)براﻴن است که با قهروغلبه از کفاربه مسلمانان می رسد،ولی باﻴد توجه داشت که اﻴنﻘﻴﺪ همانطور که ﮔﻔﺘﻴﻢ در معنی لغوی آن وجودندارد.ولی درعرف شرع اﻴنﻘﻴﺪ واردشده است.»10 

 

«فخررازی»درﺘﻔﺴﻴﺮخودتصرﻴح می کندکه:«الغنم الفوزبالشیء» «ﻏﻨﻴﻤﺖاﻴن است که انسان بهﭽﻴزی دسترسیﭙﻴﺪاکند.» وپس ازذکراﻴن معنیﻮﺴﻴﻊازنظرلغت می گوﻴد:معنی شرعیﻏﻨﻴﻤﺖ(به ﻋﻘﻴﺪﻩفقهای اهل تسنن)همان غنائم جنگی است.11

  

وﻨﻴزدرﺘﻔﺴﻴﺮالمنار،ﻏﻨﻴﻤت رابه معنیﻮﺴﻴﻊﺘﻔﺴﻴﺮکرده واختصاص به غنائم جنگی نداده است. اگرچه معتقداست باﻴدمعنیﻮﺴﻴﻊآﻴه فوق را بخاطرﻘﻴﺪشرعی مقید به غنائم جنگی کرد.12

 

ودرﺘﻔﺴﻴﺮمجمع اﻠﺑﻴان نخستﻏﻨﻴﻤت رابه معنی غنائم جنگیﺘﻔﺴﻴﺮ کرده ولی به هنگام تشرﻴﻊ معنی آﻴهﭽﻨﻴﻦ می گوﻴد:

 

قال اصحابناإن الخمس واجب فی کل فائده تحصل للإنسان من الکاسب وارباح مکاسب وارباح التجارت وفی الکنوزوالمعادﻦوالغوص وﻏﻴﺮذلک هما هو مذکور فی الکتب، وﻴمکن إن ﻴستول علی ذلک بهذه الاﻴه فإن فی عرف اللغه ﻴطلق علی ﺠﻤﻴﻊ ذلک اسم الغنم واﻠﻐﻨﻴﻤﻪ 13

علمایﺸﻴﻌﻪمعتقدندکه خمس درهرگونه فائده ای که برای انسان فراهم می گردد،واجب است.اعم ازاﻴنکه ازطرﻴق کسب وتجارت باشد،ﻴا ازطرﻴق گنج ومعدن وآنچه باغوص از درﻴاها خارج می کنند،و ساﻴر اموری که درکتب فقهی آمده است ومی توان به آﻴه براﻴن مدعا استدلال کرد.زﻴرادرعرف لغت به تمام اﻴن هاﻏﻨﻴﻤﺖگفته می شود.

 

3.خمس درزمانﻏﻴﺑﺖ امام زمان(عجل الله تعالی فرجه)بخشوده شده:

عده ایﺑﻴان می کننداگرماقبولﻜﻨﻴﻢخمس درهمه درآمدهاواجب است باﻴدبخشودگی آن را ﻨﻴزدرزمانﻏﻴﺑﺖبپذﻴرﻴم،ودﻠﻴﻠﺸان رواﻴاتی است که خمس راﺑﺨﺸﻴده است.

 

اول: رواﻴاتی است که درباره غنائم واﺴﻴﺮان جنگی واردشده وزنانی که جزء بردگان بودند و بعنوانﻜﻨﻴﺰبدست افرادمی افتادندوآنهابااﻴن زنان ازدواج می کردندوصاحب فرزند می شدند. می داﻨﻴﻢ اگرجهادبه اذن امام نبوده باشدتمام غنائم که بدست می آﻴدمربوط بهﺑﻴﺖالمال است و باﻴدبا اجازه امام مصرف شودوحتی اگربه اذن امام بوده باشدخمس به آن تعلق میﮔﻴﺮدودر صورت نپرداختن خمسﺁﻥتصرف درآنهاحرام است.

 

بنابراﻴنﻜﻨﻴﺰان که بعنوانﻏﻨﻴﻤﺖبدست افرادمی افتادندوخمس آنها پرداخته نشده بود، بر صاحبان آنهاحرام بوده است وحق نداشته اندبه عنوان ﻴک همسرباآنهارفتارکنند.

برای نمونه به ذکرﻴک رواﻴت بسنده میﻜﻨﻴﻢ.

 

محمدبنﻤﺴﻠﻡازامام باقرعلیه السلام ﻴاامام صادق علیه السلام ﭽﻨﻴﻥ نقلی می کند که فرمود: شدﻴدترﻴنﭽﻴزی که مردم درروزﻗﻴامت گرفتارآن هستنداﻴن است که صاحب خمس بر میﺨﻴزدومی گوﻴد:پروردگارا,خمس مرا(غصب کردند)ولی ما آنرابرایﺸﻴﻌﻴان خودحلال کردﻴم تا تولد آنهاپاﻜﻴزه و فرزندانشان پاک متولدشوند.14

 

دوم: احادﻴثی است که دﻠﻴﻞبرﺘﺤﻠﻴﻞخمس درزمان خاص وﻤﻌﻴﻦاست.

 

ذﻴلاًچندنمونه ازاﻴن احادﻴث راازنظرمی گذراﻨﻴﻡ.

 

«ﻴونس بنﻴﻌقوب»ﭽﻨﻴﻥنقل می کندکه خدمت امام صادق علیه السلام بودم که مردی واردشد و عرض کرد:فداﻴت شوم، اموال وسودهاومال التجاره هائی بدست مامی افتد که می داﻨﻴﻡ حق تو درآن هست وما دراﻴن باره معتقدﻴم.امام فرمود: اگرامروزشماراموظف به پرداختن اﻴن حقوق ﻜﻨﻴﻡ دورازانصاف است.(ﻴﻌﻨﻲبخاطرشرائط سختی که ازنظرفشار حکومت وﻴا فشارزندگی در آن ﻫﺴﺘﻴﺪآنهارابه شماﺑﺨﺸﻴﺪﻴﻡ. 15

 

ﺤﻜﻴﻡ(ابنﻋﻴﺴﻲ)ازامام صادق علیه السلام نقل می کندکه عرض کردم.منظور ازآﻴه «واعلموانما غنمتم» ﭽﻴﺴﺖ؟فرمود: هرفائده ای که روزبه روزبدست انسان می افتدولی پدرم ﺸﻴﻌﻴان مارا از آن معاف کرده تاپاﻜﻴزه باﺸند.16

 

وﻫﻤﭽﻨﻴﻦاحادﻴث دﻴگرکه مابه ذکراﻴن2موردبسنده میﻜﻨﻴﻡ.

 

همه اﻴن احادﻴث مربوط به معاف شدن جمعی ازمسلمانان که در شرائط خاصی قرار داشتندازبرنامه اﻴن ماﻠﻴات اسلامی است وبه ﻫﻴﭻوجه دﻠﻴﻞبرمعافیت عمومی نخواهدبود.

 

سوم:آنچه مربوط به شخصﻤﻌﻴﻨﻲبوده است،ﻴﻌﻨﻲشخص خاصی خدمت امام رﺴﻴده وامام با درنظرگرفتن وضع حال او،وی راازخمس معاف کرده است. نمونه اﻴن موضوع حدﻴث ذﻴل می باشد.

 

شخصی بنام«حکم بنﻋﻠﻴااسدی»خدمت امام باقرعلیه السلام رﺴﻴد درحالی که خمس مال خودرا آورده بود،حضرت آنراپذﻴرفت وبه اوﺑﺨﺸﻴد.17 زﻴراشرائط اﻴن شخص چنان بودکه ﻴابرایﻨﻴازوﻴابرای تشوﻴق وﻴا مقاﻴسه دﻴگرمصلحت بوده است،اوراازخمس معاف دارند وخوداﻴن جمله که امام علیه السلام می فرماﻴد:«من آنرابرتوحلال کردم» دﻠﻴﻞبر اﻴن است که اﻴن حکم ﻴک حکم عمومی وهمگانی نبوده است.

 

چهارم: رواﻴاتی است که مضمون آنﺘﺤﻠﻴﻞاست,ولی بادقت روشن می شود که منظورازآن خمس ﻨﻴﺴﺖ،بلکه انفال می باشدکه مرحوم صاحب وسائل اﻠﺸﻴﻌﻪ اﻴن رواﻴات رابا ساﻴر رواﻴات ﺘﺤﻠﻴﻞ درﻴک باب ذکرکرده، ولی ازذﻴل رواﻴت بخوبی استفاده می شودکه مربوط به اراضی انفال است.

 

پنجم: رواﻴاتی است که مخصوص برزمان وشخصﻤﻌﻴﻨﻲنمی باشدو ظاهرآنﺘﺤﻠﻴﻞ مطلق است وآن سه رواﻴتﺑﻴﺸﺘرﻨﻴﺴﺖکه ذﻴلاًآنهارامورد بررسی قرارمی دﻫﻴﻢ.

 

1. «سالم بن کرم»(ابوخدﻴجه)ازامام صادق علیه السلام نقل می کندکه من حاضربودم . کسی به خدمت امام عرض کردمی خواهم اجازه آﻤﻴﺰﺶ جنسی بازنان به من بدﻫﻴد، حضرت ازسخن اووحشت کرد، کسی ازحضارعرض کرد: منظوراواﻴنﻨﻴﺴﺖ که به نواﻤﻴﺲمردم تجاوزکند، بلکه منظورشﻜﻨﻴﺰﻲاست که خرﻴداری کند(ازغنائم واموالی که خمس آنرا نپرداخته اند) وﻴاهمسری که با آن ازدواج نماﻴد، ﻴاﻤﻴراثی که بدست اومی آﻴد، ﻴادرآمد تجارت وﻴاﭽﻴﺰﻲکه به اواهدامی شود.امام علیه السلام فرمود:«اﻴن ها برای ﺸﻴﻌﻴان ما همگی حلال است اعم از کساﻨﻴﻜﻪ حاضرندوﻴاغائبندآنهائی که مرده اندوﻴازنده اندوﻴاآنهاکه تا روزﻘﻴامت متولدمی شوند برای همه حلال است.»18

 

گرچه درمتن حدﻴث صرﻴحاًسخنی ازخمس بهﻤﻴانﻨﻴامده ولیﭽﻴﺰﻲ راکه امام برای همه حلال فرموده اعم از مال التجاره وغنائم جنگی وهداﻴا، لابدمالی است که خمس به آن تعلق گرفته است.  ولی باﻴدتوجه داشت که :

اولاً: سنداﻴن حدﻴثﻀﻌﻴﻒاست.زﻴرا«سالم بن کرم»که نام دﻴگراو «ابوخدﻴجه» است.بعضی اورامورداعتمادوبعضی او راشدﻴداًﻀﻌﻴﻒشمرده اند،وبعضی در اخباراوتردﻴدوتوقف کرده اند.به ﻫﻤﻴﻦدﻠﻴﻞروی رواﻴاتی که اوبه تنهائی نقل می کندنمی توان ﺘﻜﻴﻪکرد.

 

ثاﻨﻴاً: اگرکمی درسوالی که ازامام شده است دقتﻜﻨﻴﻢ،روشن خواهدشدکه بحث درمجموع رواﻴت دربارهﻜﻨﻴزانی است که مشمول احکام خمس بوده اندوﻴازنانی که مهرآنهاراازمال التجاره ای که خمس آن داده نشده پرداخته اند،وﻴاﻜﻨﻴزوزنی که بااموال اهدائی وﻤﻴراثی که موردتعلق خمس بوده وخمس آن پرداخت نشده دراﺨﺘﻴارانسان قرارگرفته است.

 

2. حدﻴثی است از«معاذبنﻜﺜﻴر»ازامام صادق علیه السلام نقل می کندکه فرمود: از ﺸﻴﻌﻴﺎﻥما امری ﻮﺴﻴﻊ است که ازآنچه دردست دارنددرراه ﻨﻴﻜﻲانفاق کنند،اماهنگامی که قائم ماﻘﻴﺎﻢ کند، بر هرکسی کهﮔﻨﺠﻴﻨﻪﺍﻲاندوخته است، ﮔﻨﺠﻴﻨﻪاوحرام می شود تا به خدمت اوﺑﻴﺎورندوازآن برای ﭙﻴﺸﺑرد اهدافش استفاده کند.19

 

ولی همانطورکه باﻴک نظردﻘﻴﻖروشن می شوددراﻴن حدﻴثﻫﻴﭽﮔونه سخنی ازمسأله خمس به میاﻥ ﻨﻴﺎﻤﺪﻩاست،بلکه اشاره به اﻴن است که سرماﻴه داران امت می توانندﭽﻴزی راﺑﻴﺎﻨﺪوزندو  ﭽﻴزی رادرراه خدا انفاق کنند،تازمانی که حضرت مهدیﻘﻴﺎﻢکند،آن روزتمام اندوخته های خود را باﻴدبه اوبسپارند،تادرراه بسط عدالت درسراسرجهان ازآن کمک ﺑﮔﻴرد.

 

3. حدﻴث مرسلی است که در«ﺘﻔﺴﻴرﻋﻴﺎﺸﻲ»ازامام صادق علیه السلام نقل شده است که فرمود: مشکلترﻴنﭽﻴزﻴکه مردم درروزﻘﻴﺎمت باآن سروکار دارند،اﻴن است که صاحب خمس بر میﺨﻴزدومی گوﻴدخداوندا،خمس مرا(نپرداخته اند)ولیﺸﻴﻌﻴﺎﻥماازاﻴن موضوع معافند. ولی ناگفته ﭙﻴداست که اﻴن حدﻴث مرسل است وشخص مجهول وناشناسی آنراازامام صادق علیه السلام نقل کرده وبهﻫﻴﭽﻮﺠﻪ نمی توان ازنظرعلم حدﻴث روی آن ﺘﻜﻴﻪ کرد.

 

4.عدم آگاهی افراد:

ﻴکی دﻴگرازعلل ترک خمس عدم آگاهی افرادمی شود. اشخاص ناآگاه رابه چنددستهﺘﻘﺴﻴﻢمیﻜﻨﻴﻢ:

1. عده ای به وجوب خمس آگاهی ندارندکه دربخش سوم درزﻤﻴﻨﻪوجوب خمس رواﻴاتی را ذکرﻜردﻴم ووجوب خمس رااثبات کردﻴم.

 

2. عده ای به وجوب خمس آگاهی دارندومی دانندخمس واجب است،ولی به احکام وشراﻴط آن آگاهی ندارند.مثلاًنمی داندبه چه مواردی خمس واجب است ﻴانمی دانددرچه راهی باﻴد خمس مصرف شود. سالک إلی اللهﭙﻴﺶازشروع به هرکارباﻴدآنرابشناسدووﻈﻴﻔﻪوحکم شرع را درباره آن بداندتارفتارو کردارخوﻴش راباموازﻴن شرﻴﻌﺖمنطبق سازد.انجام وظاﻴف دﻴنی بدون علم به وظاﻴف ومقررات شرعی امکان پذﻴرﻨﻴﺴﺖ.بنابراﻴن،برهمه لازم است که احکام دﻴنی خودرابه اندازه ضرورت وﻨﻴاز (ﺘﻘﻠﻴﺪاً ﻴااجتهاداً)بدانند.

 

3. عدم آگاهی به علت پرداخت خمسﻴافلسفه خمس:عده ایﺑﻴان می کنندمگر خداوند ﻨﻴازمند است که خمس مالمان رابرای خداوندباشدومنظورازسهم خداﭽﻴﺴﺖ؟ذکرسهمی برای خدا به عنوان«لله» به خاطر اﻫﻤﻴﺖﺑﻴﺸﺘری روی اصل مسأله خمس وتأﻜﻴدوﺘﺜﺑﻴﺖولاﻴت وحاﻜﻤﻴﺖ ﭙﻴامبرورهبر حکومت اسلامی ﻴﻌﻨﻲهمانگونه که خداوندسهمی برای خوﻴش قرارداده وخود را سزاوارتربه تصرف درآن دانسته است ﭙﻴامبروامام راﻨﻴﺰبهمان گونه حق ولاﻴت وسرپرستی وتصرف داده وگرنه سهم خدادراﺨﺘﻴارﭙﻴامبر قرارخواهدداشت ودرمصارفی که ﭙﻴامبراکرم ﻴاامام علیه السلام صلاح می داندمصرف می گردد.20

 

4. عدم آگاهی افرادبه آثارفردی واجتماعی پرداخت خمس:پرداختن خمس دارای آثارو ﭙﻴامدها است:

1. آثاراجتماعی مانند:برقراری عدالت اجتماعی،محروﻤﻴﺖزداﻴﻲ،اصلاح اساس ارتباطات،....  

2. آثارفردی مانند:توسعه رزق،افزاﻴش طول عمر،آرامش روح وروان افراد،....

که هرشخصی می تواندبادقت درآﻴات ورواﻴات پی براﻴن آثارببردووﻈﻴﻔﻪواعظان و روحاﻨﻴﻮﻥ هم می باشدکه درمجالسشان اﻴن آثارراﺑﻴان کنند.

 

طی آماربدست آمده حدود75% ازافرادعلت عدم پرداخت خمس راناآگاهی افرادبه عدم آگاهی آثار پرداخت خمسﺑﻴان کرده اند.پس باآگاه کردن مردم به آثارخمس درصدپرداخت کنندگان خمس بالا می رودكه مادراﻴنجابطورمختصرمتذکرشدﻴم

 

5.وجودصفات رذﻴله درافراد:

ﻴکی دﻴگرازعلل عدم پرداخت خمس وجودصفات رذﻴله درافرادمی باشد.مانندصفت ثروت اندوزی،صفت بخل،صفت ترس ازفقر،صفت خودخواهی،صفت دلبستگی به دﻨﻴا.

 

 

قراردادن خمس برای سادات تبعیض است:

عده ای بیان می کنندچرابایدخمس به سادات تعلق بگیرد؟مگرچه فرقی میان سادات وغیر سادات وجوددارد؟ این موضوع باروح عدالت اجتماعی اسلام وجهانی بودن وهمگانی بودن آن،سازگار نیست.

 

درپاسخ بایدگفت:کسانیکه چنین تصورمی کنندبطورقطع شرایط وخصوصیات این حکم اسلامی را کاملاً بررسی نکرده اند. زیراجواب این اشکال بطورکامل دراین شرایط نهفته شده است.توضیح این که، اولاً: نیمی ازخمس که مربوط به سادات وبنی هاشم است منحصراً باید به نیازمندان آنان داده شود،آن هم به اندازه احتیاجات یکسال،ونه بیشتر. بنابراین تنها کسانی از آنها می تواننداستفاده کنندکه یاازکار افتاده اندویابیمارند،ویاکودک یتیم ویاکسان دیگری که به علتی دربن بست،ازنظرهزینه زندگی قرارگرفته اند. اگرسهم سادات که نیمی ازخمس است ازنیازمندان سادات موجودبیشترباشدبایدآنرابه   بیت المال ریخت.

 

همانطورکه اگرسهم سادات کفایت آنهاراندهدبایدازبیت المال ویاسهم«زکات»بعنوان ناچاری  به آنها داد.21

 

 

وجودواسطه مانعی برای عدم پرداخت خمس می باشد:

عده ای بیان می کنندچرادرپرداخت خمس واسطه بایدوجودداشته باشد؟همانطورکه هر شخص می تواندخودش انفاق کندوصدقه پرداخت کندوبه نیازمندان کمک کند،می تواند با شناخت فقرای سادات خودش مالش راپرداخت کندونیازبه این نیست که به مرجع تقلید بپردازیم.مرجع تقلید فقط مقدارخمس رامعین می کند،خودمان آنراپرداخت می کنیم.

 

درپاسخ بایدگفت اولاً:همانطورکه درفصلهای گذشته بیان کردیم خمس به دونیمه تقسیم می شود. نیمی ازآن مخصوص فقرای سادات است،ولی نیمه دیگرسهم امام می باشد. شما در صورتی که بتوانیدسهم سادات راپرداخت کنید،نیم دیگررابایدبه امام بدهیدودرزمان غیبت به مرجع تقلید داده می شود.

 

 

آیا درصدراسلام خمس وجودداشته است:

عده ای بیان می کننددستورپرداخت خمس مخصوص قوانین امروزی است وضرورتی ندارد خمس پرداخت شودوبرای توضیح مطلب صحیح است.باپاسخ دادن به سوالی مطرح کنیم.

 

سوال: آیادرصدراسلام خمس وجودداشته است؟

پاسخ: اگرمنظورازصدراسلام زمان ائمه باشد،جواب مثبت است.زیراهمانطورکه می دانیدبسیاری از ائمه هدی علیه السلام درعصرخودنه تنهاخمس ارباح مکاسب(درآمدانواع کسبها)را می گرفتند، بلکه به مردم دستورموکدمی دادندکه درپرداخ


طبقه بندی: معارف(عقاید)،

[ یکشنبه 11 آذر 1386 ] [ 08:12 ق.ظ ] [ سرجامه ]
درباره وبلاگ

از زمین تا آسمان آه است می دانی چرا؟

یک قیامت گریه در راه است می دانی چرا؟

بر سر هر نیزه خورشیدی ست یک ماه تمام

بر سر هر نیزه یک ماه است می دانی چرا؟

نویسندگان
موضوعات وب
امار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب

فال انبیاء


كد ماوس