تبلیغات
بوی جوی مولیان

بوی جوی مولیان

نماز عامل سرافرازی انسان

پادشاهی در شهر بلخ حکومت می کرد .پسرعمویی داشت که شب وروز به خدمت گذاریش مشغول بود اما ناگهان خدمت پادشاه را رها کرد وخدمت وعبادت خدای برترین را پیشه خود ساخت.روزی پادشاه از حال پسرعمویش پرسید گفتند :به عبادت خدایی برترین روی آورده است وشب وروز را به نمازونیایش می گذراند.پادشاه یکی از درباریانش را فرستاد تا اورا به حضور آورد.آنگاه ازوی پرسید :چراخدمت به مارا رها کردی؟گفت:زیرا در خدمت کردن به تو پنج عیب دیدم اما در عبادت وخدمت خدا پنج فضیلت یافتم.شاه پرسید:عیب خدمت به من چه بوده است؟گفت:نخست آن که چون در خدمت تو بودم از بامداد تا شامگاه در پیش رویت می ایستاده ام ویکبار نمی گفتی که بنشین اما چون در خدمت خدایم در هر چهار رکعت نماز چند بار امر می کند که بنشین .دوم آن که تو تا از غذا سیر نمی شدی رخصت نمی دادی من غذا بخورم اما خدایی را خدمت می کنم که خود نمی خورد ومرا می خوراند.سوم آن که چون تو به خواب می رفتی می باید من شبهای دراز بر پا می ایستادم وازتو پاسداری می کردم وبی خواب می شدم.اما من خدایی را می پرستم که خود نمی خوابد ومرا به خواب می کند وخود نگهبان من است.چهارم آن که چون خدمت تو بودم اگر گناه یا تقصیری می کردم مرا می کشتی ولازم می شد پادشاهی را به شفاعت آورم ولی خدای من با استغفار وتوبه خود مرا می آمرزد اگر چه گناهانم بسیار باشد.پنجم آن که آنگاه که در خدمت تو بودم به من فرمان می دادی که به کسی دیگر خدمت کنم ولی اکنون خدایی را می پرستم که دیگری را به خدمت من فرمان می دهد.




طبقه بندی: نقش نماز در شخصیت جوانان،

[ دوشنبه 28 آبان 1386 ] [ 11:11 ق.ظ ] [ سرجامه ]
درباره وبلاگ

از زمین تا آسمان آه است می دانی چرا؟

یک قیامت گریه در راه است می دانی چرا؟

بر سر هر نیزه خورشیدی ست یک ماه تمام

بر سر هر نیزه یک ماه است می دانی چرا؟

نویسندگان
موضوعات وب
امار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب

فال انبیاء


كد ماوس