تبلیغات
بوی جوی مولیان

بوی جوی مولیان

ارتباط سالم با دیگران از دید گاه روانشناسی

 

 

الگوهای چهارگانه ارتباط با دیگران : 

طبق نظر روانشناسان مهارتهای ارتباطی مجموعه ای از رفتارهاست كه كیفیت ارتباط بین اشخاص را در بر می گیرد . به نظر آنها هر شخصی برای بر قراری ارتباط با دیگران سبك و روش خاصی برای خویش دارد . اما به طور كلی این روشها را می توان درچهار الگوی اصلی( چهار سبك رفتاری )خلاصه نمود. این الگوها عبارتنداز:

سلطه پذیری

سلطه گری

پرخاشگری

قاطعیت

 

ارتباط سالم با دیگران از دید گاه روانشناسی

 

 

الگوهای چهارگانه ارتباط با دیگران : 

طبق نظر روانشناسان مهارتهای ارتباطی مجموعه ای از رفتارهاست كه كیفیت ارتباط بین اشخاص را در بر می گیرد . به نظر آنها هر شخصی برای بر قراری ارتباط با دیگران سبك و روش خاصی برای خویش دارد . اما به طور كلی این روشها را می توان درچهار الگوی اصلی( چهار سبك رفتاری )خلاصه نمود. این الگوها عبارتنداز:

سلطه پذیری

سلطه گری

پرخاشگری

قاطعیت

 

برای اینكه بدانیم از میان این الگوها ، كدامیك بهترین الگو برای برقراری ارتباط سالم با دیگران است به طور مختصر به توضیح هر یك اشاره ای می كنیم :

 

سلطه پذیری: 

ویژگی افراد این الگو بر قراری ارتباط صادقانه ، غیر صریح ( غیر مستقیم و مبهم ) توام با احترام به فرد مقابل است . افراد سلطه پذیر، دل مشغولی پرهیز از برخورد با دیگران را دارند . حتی اگر این كار به قیمت ضایع شدن حق خودشان تمام شود . آنها معمولا حق را به دیگران می دهند و برای خود ارزش و احترامی قائل نیستند چنین افرادی در مقابل انتقاد بسیار مضطرب می شوند و معمولا بر خلاف میل خود عمل می كنند این افراد اغلب سعی می كنند از تعارض فرار كنند و به هنگام مشكل به جای حل مسئله، سعی در پاك كردن صورت مسئله دارند . معمولا هنگام صحبت كردن سعی می كنند در چشم دیگران نگاه نكنند و در جلسات و مهمانی ها باشند. این افراد ، اغلب در ایجاد ارتباط ناموفق هستند و استعداد بیماری افسردگی را دارا می باشند روانشناسان این گونه افراد را با صفت « من مدار» توصیف میكنند.

 

سلطه گری: 

برقراری ارتباط صادقانه ، غیر صریح ( مهم و غیر مستقیم ) و توام با احترام ظاهری ویژگی افراد این الگو می باشد . فرد سلطه گر خود ودیگران را به عنوان شیء و نه انسان، مورد بهره كشی قرار می دهد وسعی می كند افراد را در جهت خود فریب دهد ومهار كند . بر همین اساس افراد سلطه گر سعی در مهار و بهره كشی از دیگران و حتی خود دارند . چون این اعمال منجربه احساس ایمنی در آنها می شود . زندگی فرد سلطه گر دریای متلاطمی است كه در آن با نیرنگ به بقای خود ادامه می دهد و خود و دیگران را در جهت اهداف قلبی و به صورت پنهانی مهار و هدایت می كند .این افراد هر چند ممكن است در كوتاه مدت موفقیتهایی در روابط بدست بیاورند ، اما در دراز مدت ، شكست خواهند خورد. این گونه افراد مستعد افسردگی ، اختلال ، اضطراب وخشم در روابط هستند و روانشناسان به آن ها صفت « تو مدار » اطلاقی می كنند .

 

پرخاشگری:

برقراری ارتباط صادقانه ، نیمه صریح ( مستقیم و مبهم ) و بدون احترام متقابل است . افراد پرخاشگر ، همواره در رقابت با دیگران هستند آنها همیشه فكر می كنند كه حق با آنها ست و این دیگران هستند كه مشكل درست می كنند و مسئله ساز هستند . خیلی زود خشمگین هستند و همواره دیگران را مسول عصبانیت خود می دانند .از واژه هایی مثل « باید » زیاد استفاده می كنند و معمولا توانایی گوش دادن به طرف دیگر را ندارند هنگامی كه با آنها مخالفت می شود ،به شدت بر افروخته می شوند. نباید تصور كرد كه فرد پرخاشگر یعنی كسی كه همیشه داد و بیداد می كند  بلكه خیلی از اوقات این افراد خشم خود را با زدن بر چسبهای تحقیرآمیز و توهین به دیگران نشان می دهند . بی حوصلگی ، بی قراری و عجول بودن جزء خصیصه های این افراد به شمار می رود . این افراد نه برای خودشان احترام قائل اند و نه برای دیگران این گونه افراد در دراز مدت موفق نخواهد بود .

 

قاطعیت:

ویژگی افراد دارای این الگو ، بر قراری ارتباط صادقانه ، صریح ( مستقیم و روشن ) و توام با احترام متقابل و اصیل ( نه ظاهری) است . یك فرد قاطع هم حق وحقوق خود و هم حق وحقوق دیگران را محترم می شمارد. نكته قابل توجه در مورد افراد قاطع این است كه آنها برخلاف افراد سلطه پذیر (كه خود را متهم می كنند ) و بر خلاف افراد پرخاشگر ( كه همواره دیگران را متهم می كنند ) در تبین و پیدا كردن راه حل به جای متهم كردن خود و یا دیگران به مسئله و چگونگی حل آن توجه می كنند . روانشناسان چنین سبكی از بر خورد را  «مسئله مداری » می گویند این افراد نكات مثبت و منفی را هم در خود و هم در دیگران می بینند . به طور منصفانه و در عین حال هم برای خود و هم برای دیگران احترام قائل اند . بر همین اساس در حل تعارضات هم قادرند دیدگاههای خود را به وضوح بیان كنند و هم احترام خود ودیگران را حفظ نمایند . برهمین پایه این افراد در حل تعارضات بیشتر بر گفتگو تاكید می كنند . بنابراین در ایجاد ارتباط كاملا موفق عمل می كنند.1

 

 

قاطعیت در ارتباط بادیگران: 

با ملاحظه چهار الگوی ارتباطی كه بیان شد معلوم می شود كه برای جلب مقبولیت در جمع و محیط های مختلف و محبوبیت دردل دیگران ، قاطعیت بهترین روش ارتباطی است . چرا كه هر یك از ارتباط های دیگر دچار نقصی است كه همگی آنها منجربه از بین رفتن اعتماد و ایجاد تنفر در فرد مقابل می شود و بالاخره محبوبیت قلبی را از میان می برد . و این عكس افراد قاطع است كه به دلیل نحوه وسبك رفتاری خود اعتماد و احترام و محبت افراد مقابل را كسب می كنند و در نتیجه محبوبیت اجتماعی كسب می كنند .

 

البته این نكته لازم به تذكر است كه ما نمی توانیم در واقعیت فردی را بیابیم كه قاطع صرف یا پرخاشگر مطلق باشد بلكه هر فردی یك از این الگوها را به اندازه متفاوتی در خود دارد اما از یكی از الگوها بیشتر استفاده می شود . بنابراین ما نیزباید تلاش كنیم بیشتر الگوی ارتباطی در رفتارهای روزمره خود را الگوی قاطعیت قراردهیم .

 

 

هوش اجتماعی:

فردی كه بتواند با الگوی صحیح ، ارتباط سالمی با دیگران برقراركند و دركنار این ارتباط خصوصیات فردی و اجتماعی مثبت خود را (حسن خلق ، همدردی ، همراهی و....) به مرحله بروز برساند و به دیگران نشان دهد ، یقینا مورد توجه افراد واقع خواهد شد و دردید اكثریت آنها دارای مقبولبت و محبوبیت خواهد بود .

 

اما نكته ای كه در اینجاست این است كه چه استعداد و چه توانایی در فرد می تواند زیر ساخت و پایه چنین عملكرد هایی باشد؟ هر فردی باید دارای ویژگیهایی باشد تا بتواند این ارتباط سالم و خصوصیات اجتماعی لازم را به ظهور برساند . این ویژگیها و استعدادهای خاص را ، روانشناسان « هوش اجتماعی » نامیده اند .

 

« هوش اجتماعی » هنری است كه در سایه آن می توان با دیگران ارتباط برقرار كرد و درغمها و شادیهای آنها شریك شد . كسانی كه از نظر هوش اجتماعی قدرتمندند، می توانند كاملا راحت با افراد ارتباط بر قرار كنند و واكنشها و احساسات آنها را به سرعت دریابند، دیگران را رهبری كنند و سازمان دهند و به مشاجراتی كه می تواند در هر فعالیت بشری شعله ور شود خاتمه دهند .

 

آنها افرادی هستند كه دیگران دوست دارند با آنها باشند زیرا از نظر عاطفی به دیگران نیرو می دهند . حالتهای روحی خوبی درافراد بو جود می آورند و این فكر را در آنها بوجود می آید که اطراف فردی با این خصوصیات بودن چه سعادتی است و در یك كلمه می توان گفت این افراد در نظر دیگران از محبوبیت بسیاری برخوردار هستند.

 

 

مهارتهای هوش اجتماعی: 

هوش اجتماعی برچند « مهارت » استوار است كه باید آنها را در خود شناخت و تقویت كرد این مهارتهاعبارتند از :

 

1- سازماندهی گروهی : این مهارت برای كسی كه «رهبر» می باشد ضروری است و شامل به دست گرفتن ابتكار عمل و همانگ ساختن تلاشهای گروهی مردم است. این استعداد معمولا در مدیران ، كارگردانان و .... با وضوح بیشتری دیده می شود .

 

2- ارائه راه حل : این مهارت همان استعداد میانجیگری ، اجتناب از تعارضها یا حل تعارضهای بوجود آمده است . افرادی كه چنین خصوصیاتی دارند در داوریها ، وساطت و حل و فصل و مشاجرات توانایی زیادی دارند .

 

3- ارتباط بین فردی : این استعداد واردشدن در رویارویی با دیگران یا شناختن و پاسخ مناسب دادن به عواطف و علایق مردم است . چنین افرادی در كارها یا بازیهای گروهی موفق هستند . آنها می توانند همسرانی قابل اعتماد ، دوستان تجاری خوب و معلمان موفقی باشند . 

                                                                   

4- تجزیه وتحلیل اجتماعی : این مهارت به معنای توانایی دریافت احساسات انگیزه و علایق دیگران و داشتن دركِ عمیق از آنها می باشد . این آگاهی سبب می شود آنها به سهولت با دیگران صمیمی شوند و در ایجاد روابط دوستانه و نشاط آور «خلاقیت » از خود نشان می دهند و از هر گونه برخورد یا اتفاق روزمره ، شرایطی برای دوستی و نشاط فراهم می آورند وروح خود را محدود نكرده و كردار یا گفتار منفی دیگران را به ذهن نمی سپارند و همواره دنبال فرصتی هستند تا دوستی تازه ای را آغاز كنند .2

 

بنابراین تمامی این مهارتها برای برقراری ارتباط های بین فردی و اجتماعی لازم بوده و در نحوه ارتباط تاثیری می گذارند وسبب جلب دیگران و موفقیت های اجتماعی و محبوبیت می شوند .

 

 

بهترین روش برخورد با مردم:

تمام خصوصیات فردی و اجتماعی كه برای رسیدن به محبوبیت لازم است و بطور خلاصه به تعدادی از آنها اشاره شد ، را می توان در این كلام امیرالمومنین ( علیه السلام ) خلاصه كرد . بطوری كه حضرت در وصیت خود به امام حسن ( علیه السلام ) می فرمایند : فرزندم در برخورد با دیگران خود را میزان قرار ده آنچه را برای خود می پسندی برای دیگران نیز بپسند و آنچه را برخود نمی پسندی بر آنان نیز مپسند ، ستم نكن همچنان كه دوست نداری به تو ستم شود ، نیكی كن همچنان كه دوست داری به تو نیكی شود و آنچه را ازدیگران زشت می شماری از خود نیز زشت شمار . 3

 

نكته ای كه حضرت اشاره می فرمایند و ما را به آن توجه می دهند این است كه شما دوست دارید مردم چگونه و بر اساس چه روشی با شما رفتار كنند ، هر چه را برای دیگران پیشنهاد می كنیم همان بهترین روش است كه شما نیز برهمان اساس  با آنان رفتار كنید . اگر دوست دارید با شما مهربان باشند ، اگر دوست دارید با شما صادق باشند ، اگر دوست دارید به شما احترام گذاشته و با شما همدل باشند اگر دوست دارید به دیدار شما آمده و به عهد و پیمان خود وفادار باشند و.... همین اصول را هم شما در رفتار خود با دیگران پیاده كنید قطعاً خواهید دید كه در روابط خود موفق بوده و مردم در مجالست ونزدیك شدن به شما تمایل نشان می دهند .

 

این دستورالعملی است كه اگر بتوانیم در تمامی مراحل زندگی ، در ارتباط میان اعضای خانواده و در ارتباطهای اجتماعی  به مرحله اجرا درآوریم، زندگی موفقی خواهیم داشت . زیرا آدمی به این مرحله از كمال نخواهد رسید مگر آن كه خود خواهی ها ، خودبینی ها و.... را كنار بگذارد و در بعضی مواقع دیگران را برخورد ترجیح داده و ایثار كند و نسبت به مردم فداكار باشد . حضرت حتی این نكته را هم در بیان خود متذكر می شوند كه در انجام امور محبت آمیز پیش قدم باشیم . آنجا كه می فرمایند :« نیكی كن همچنان كه دوست داری به تو نیكی شود »

 

بنابراین كسی كه هرچیز را برای خود دوست داشت برای دیگران نیز بخواهد و حتی دیگران را برخود ترجیح دهد و در انجام این امور پیشتاز باشد بالطبع مردم نیز به دیده عظمت و احترام به او می نگرند و رشته محبت بین آنها ایجاد شده و محبوب نزد آنان خواهد بود . البته با رعایت این نكته كه در این عمل خود «خلوص نیت» داشته باشد .

 

نتیجه:

پس به این نتیجه كلی می رسیم كه بهترین شیوه جذب قلوب دیگران و رسیدن به درجه محبوبیت نزد مردم ( خانواده و جامعه ) ، كسب محبوبیت نزد خداوند متعال و اصلاح كردن رابطه بین خود و خدا می باشد . چرا كه شرط رسیدن به این مقام طبق آیات و روایات ائمه (علیهم السلام) « ایمان و عمل صالح » می باشد . پس مومنانی نزد خدا محبوبند كه ایمان و آثار آن در دل و جان آنها رسوخ كرده و در اعمال و كردار به مرحله بروز و ثبوت رسیده است و محبوبان حقیقتی چون رسول اكرم و ائمه اطهار ( سلام الله علیهم ) را الگوی زندگی خود قرار داده و متصف به صفات الهی شده اند و شرط اخلاص و بندگی را در زندگی فراموش نكرده اند و چیزی را جز برای محبوب و معشوق (الله) خود نمی خواهند و....لذا خداوند نیز آنان را دوست می دارد و به آنها  عشق می ورزد . چنین افرادی یقیناً محبوب نزد مردم نیز خواهند بود . « چون كه صد آید نود هم پیش ماست ) و خداوند قادر و متعال عشق ومحبت آنها را در دل بندگان خود قرارمی دهد . بطوری كه اگر خود می خواستند به این هدف دست یابند شاید نمی توانستند.

 

خداوند متعال می فرماید :

 اگر با تمام آنچه در زمین است می خواستی بین آنها الفت و محبت و دوستی برقرار كنی  نمی توانستنی ولی خداوند بین قلوب آنان الفت و محبت ایجاد كرد . 4

                       

یا رب این درگاه دایم قبله مقصود باد

هر كه باشد دشمن این خاندان ، نابود باد

هركه مقبول تو نَبْوَد گرهمه باشد ملك

همچو شیطان ز آسمان كبریا مردود باد . 5


پی نوشت:

 

1-   مهكام- رضا- مجله حدیث زندگی- مقاله چه كسی محبوب است و چرا ؟

2-   مهكام- رضا- مجله حدیث زندگی- ص 6

3-  دشتی- محمد- نهج البلاغه

4 - سوره انفال - ایه 63

5 -   وحشی بافقی




طبقه بندی: سلامت روان،
[ پنجشنبه 17 آبان 1386 ] [ 08:11 ق.ظ ] [ سرجامه ]
درباره وبلاگ

از زمین تا آسمان آه است می دانی چرا؟

یک قیامت گریه در راه است می دانی چرا؟

بر سر هر نیزه خورشیدی ست یک ماه تمام

بر سر هر نیزه یک ماه است می دانی چرا؟

نویسندگان
موضوعات وب
امار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب

فال انبیاء


كد ماوس