تبلیغات
بوی جوی مولیان

بوی جوی مولیان

احساس گناه ورنجش

 

احساس گناه و رنجش حالت هایی روانی هستند كه عشق و محبت را تخریب كرده و درد و رنج به بار می آورند. در ظاهر امر آنها توسط رخدادها ایجاد می شوند ولی در واقع اینطور نیست. رنجش و گناه حاصل شیوه ارتباط شما با رخدادهاست (یعنی چگونگی ارتباط دادن حوادث با خود).

 

خوشبختانه چون خودتان آنها را ایجاد كرده اید، خودتان نیز قادر به ترك آنهاهستید. این نوشته به شما یاد می دهد كه چگونه خود را از دست‌ آنها خلاص كنید.

 

 

احساس گناه ورنجش

 

احساس گناه و رنجش حالت هایی روانی هستند كه عشق و محبت را تخریب كرده و درد و رنج به بار می آورند. در ظاهر امر آنها توسط رخدادها ایجاد می شوند ولی در واقع اینطور نیست. رنجش و گناه حاصل شیوه ارتباط شما با رخدادهاست (یعنی چگونگی ارتباط دادن حوادث با خود).

 

خوشبختانه چون خودتان آنها را ایجاد كرده اید، خودتان نیز قادر به ترك آنهاهستید. این نوشته به شما یاد می دهد كه چگونه خود را از دست‌ آنها خلاص كنید.

 

 

احساس گناه: 

وقتی احساس گناه می كنید، در واقع تائید نكردن خود را تقویت می كنید. شما اعتماد به نفس و احترام به خود را از دست می دهید. احساس ناشایستگی كرده و خود را گیرمی اندازید.

 

نكته كلیدی برای رهایی از احساس گناه، بازشناسی این واقعیت است كه ما همه در زندگی می كوشیم تا كارها را با بهترین وجه انجام دهیم، اما ممكن است در هر زمان آگاهی ها ی محدودی داشته باشیم.

 

متاسفانه، آگاهی های ما بندرت كافی است. در نتیجه ما اشتباه می كنیم. بعضی مواقع ممكن است اشتباهات بزرگی داشته باشیم.

 

اشتباه كردن بخشی از ماهیت انسان است. اشتباه به ما می آموزد كه چگونه (شیوه درست را) یاد بگیریم. هرگاه كه اشتباه می كنید، چیزی در مورد زندگی یاد می گیرید. بنابراین با هر اشتباه عاقل تر و آگاه تر می گردید. پنج سال بعد نسبت به امروز داناتر خواهید بود اما دانایی پنج سال بعد شما به درد امروزتان نمی خورد. زیرا همین الان شما آن را ندارید.

 

همین طور دانایی كه امروز از آن برخوردارید را نمی توانید به گذشته، یعنی زمانی كه اشتباهی را انجام داده اید ببرید. زیرا شما آنچه را كه امروز می دانید در آن زمان نمی دانستید. شما در آن زمان فقط آنچه را كه می دانستید، از آن آگاه بودید.

 

برای لمس این واقعیت در زندگی خودتان، به زمانی برگردید كه در آن اشتباهی را مرتكب شده اید. توجه كنید كه در آن دوران شما حالت روانی خاصی داشته و به شیوه ای خاص به زندگی نگاه می كردید. توجه كنید كه شما در آن لحظه متناسب با آنچه كه در آن قرار داشتید عمل كرده اید.

 

اگر شما از آنچه كه امروز می دانید با خبر بودید، احتمالا به شیوه ای دیگرعمل می كردید، اما با خبر نبودید. حتی اگر فكر می كنید كه بهتر می دانستید، باز هم قادر نبودید به مانند امروز نتایج را پیش بینی كنید.

 

بنابراین، در اینجا سؤالی بزرگ مطرح می شود: آیا حاضرید خود را به خاطر آنچه كه نمی دانستید، ببخشید؟

 

آیا حاضرید خود را به خاطر اینكه داناتر و آگاه تر نبودید ببخشید؟ شما قادر به انجام این كارهستید. اگر دقت كنید، ‌می بینید كه در هر لحظه از زمان و در هر جایی از مكان می توانید بهترین كار را انجام دهید.

 

به خود اجازه انسان بودن بدهید!

 

 

رنجش:

وقتی از كسی می رنجید، خود را در بن بست قرار می دهید. زبانتان تند و طعنه آمیز شده و قادر به ابرازعشق و علاقه نمی گردید. سرزنده بودن و لذت را از دست می دهید. مثل اینكه در اطراف خود دیواركشیده و زندگی را برای خود مشكل ترمی سازید.

 

ترك و رها كردن رنجش برای دیگران سودی ندارد. سود رها كردن رنجش ما ل خود شماست.

 

زمانی كه از كسی می رنجید با قدرت می گوئید كه اشكال از فلان كس است نه از شما و شما با قدرت دیگران را سرزنش كرده و فرصت پرداختن به خود را از دست می دهید.

 

اگربه خودتان نگاه كنید، تمام آسیب ناشی از اتفاق رخ داده را تجربه خواهید كرد. شما در این صورت تمامی آسیب و ناراحتی ناشی از به اندازه كافی خوب نبودن، ارزش محبت نداشتن یا سایر اشكال تائید نكردن خود را، ‌احساس خواهید كرد. برای اجتناب از این آسیب و ناراحتی، شما می رنجید.

 

اولین قدم در كاهش رنجش این است كه حاضر به احساس این آسیب و ناراحتی باشید. احساس رنجش را بررسی كرده و آسیب و ناراحتی را پیدا كنید. احساس خوب نبودن یا ارزش محبت نداشتن را كه تا به حال از آن اجتناب می كردید، پیدا نمائید. سپس به ابراز آن بپردازید. اگر می توانید گریه كنید. اگر قادر به احساس این ناراحتی باشید، نیازی به رنجش نخواهید داشت.

 

با شناسایی و التیام مسائل درونی كه زندگی شما را در برگرفته، دلتان را شفا دهید.

 

گام بعدی توجه به این نكته است كه كسی كه شما از او رنجیده اید، حالت روان شناختی خاص خود را داشته و دنیا و زندگی را به شیوه ای خاص می بیند. توجه كنید كه آن شخص آگاهی های محدودی داشته و متناسب با توانایی ها و مهارتهای محدود خود عمل می كند.

 

اكنون به این موضوع دقت كنید كه اگر این شخص عاقل تر و آگاه تر بود، شاید طور دیگری عمل می كرد.  اما او دانا تر و آگاه تر نیست. این شخص فقط آگاهی های محدودی از آنچه كه هست، دارد.

 

توجه كنید كه او براساس توانایی محدودش به بهترین وجه (از دیدگاه خودش) رفتار می كند. به این نكته توجه كنید كه چقدر او به دلیل محدودیت در توانایی هایش رنج می كشد.

 

اكنون از خود بپرسید، آیا حاضرید او را به خاطر آن كه داناتر و آگاه تر نیست ببخشید؟ آیا حاضرید او را به خاطر این كه متناسب با توانایی های محدودش رفتار كرده، ببخشید؟ آیا حاضرید او را به خاطر آسیبی كه باعث شده است، ببخشید؟

فراموش نكنید كه (سود) بخشیدن برای شماست نه برای دیگران. بخشش یك انتخاب است. رنجش را به كنار گذاشته و به زندگی بپردازید.




طبقه بندی: سلامت روان،
[ چهارشنبه 25 مهر 1386 ] [ 08:10 ق.ظ ] [ سرجامه ]
درباره وبلاگ

از زمین تا آسمان آه است می دانی چرا؟

یک قیامت گریه در راه است می دانی چرا؟

بر سر هر نیزه خورشیدی ست یک ماه تمام

بر سر هر نیزه یک ماه است می دانی چرا؟

نویسندگان
موضوعات وب
امار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب

فال انبیاء


كد ماوس